X
تبلیغات
نماشا
رایتل

هیئت محبین اهلبیت ع (شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر )

این سخن ورد زبانها افتاد(دیدی اخر علی از پا افتاد)(بر دشمن و قاتلین بی بی حضرت زهرا (س) لعنت )

شمس الدین جزری که کتاب مستقلی در باره فضائل امیر مؤمنان علیه الس

                          بر هشت در جنان علی(ع) بنوشتند     بر بال فرشتگان علی(ع) بنوشتند 

                          خوشبخت تری گروه عالم مایم            بر طالع شیعیان علی (ع) بنوشتند

    7 . علامه شمس الدین الجزری الشافعی (متوفای833هـ) :شمس الدین جزری که کتاب مستقلی در باره فضائل امیر مؤمنان علیه السلام نوشته ، بعد از نقل حدیث مناشده امیر المؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه ، می‌گوید :
هذا حدیث حسن من هذا الوجه ، صحیح من وجوه کثیرة تواتر عن امیر المؤمنین علی ، وهو متواتر ایضاً عن النبی صلی الله وسلّم رواه الجم الغفیر عن الجم الغفیر ، ولا عبرة بمن حاول تضعیفه من لا اطلاع له فی هذا العلم .
وی پس از نقل حدیث غدیر می گوید: این حدیث از این جهت حسن واز جهات زیادی صحیح و از جهت امیر المؤمنین علی و رسول خدا متواتر است، گروههای زیادی از گروههای زیادی دیگر آن را روایت کرده اند، سخن کسانی که بدون آگاهی از دانش حدیث آن را ضعیف دانسته اند ارزشی ندارد ونباید به آن اعتنا کرد. الجزری الشافعی ، أبی الخیر شمس الدین محمد بن محمد بن محمد ، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه ، ص48 ، تقدیم و تحقیق وتعلیق الدکتور محمد هادی الأمینی ، ناشر : مکتبة الإمام امیر المؤمنین (ع) العامة ، اصفهان ـ ایران

  

       ترجمه علامه جزری :
محمد بن محمد بن محمد بن محمد الحافظ - الإمام المقرئ شمس الدین ابن الجزری ، ولد لیلة السبت الخامس والعشرین من شهر رمضان سنة 751 بدمشق ، وتفقه بها ، ولهج بطلب الحدیث والقراآت ، وبرز فی القراآت ، وعمر مدرسة للقراء سماها دار القرآن وأقرأ الناس ، وعین لقضاء الشام مرة ، وکتب توقیعه عماد الدین بن کثیر ثم عرض عارض فلم یتم ذلک وقدم القاهرة مرارا ، وکان مثریا وشکلا حسنا وفصیحا بلیغا ...
وکان کثیر الإحسان لأهل الحجاز ، وأخذ عنه أهل تلک البلاد فی القراآت وسمعوا علیه الحدیث ... وقد انتهت إلیه رئاسة علم القراآت فی الممالک ، وکان قدیما صنف الحصن الحصین فی الأدعیة ولهج به أهل الیمن واستکثروا منه ، وسمعوه علی قبل أن یدخل هو إلیهم ثم دخل إلیهم فأسمعهم ، وحدث بالقاهرة بمسند أحمد ومسند الشافعی وبغیر ذلک وکان یلقب فی بلاده الإمام الأعظم .

جزری شب بیست و پنجم رمضان سال 751هـ در شهر دمشق به دنیا آمد و در همان شهر به دانش اندوزی پرداخت و برای آشنائی با حدیث و قرائت‌های قرآن تلاش کرد و در همین رشته هم موفق شد و مدرسه‌ای به نام دار القرآن تاسیس کرد . به قضاوت از طرف عماد الدین کثیر منصوب شد ولی آن را به پایان نرساند ، چندین بار به قاهره سفر کرد ، وی چهره ای زیبا وجذاب داشت...
نسبت به مردم حجاز بسیار نیکو کار بود، از وی دانش قرائات و حدیث را آموختند... در همه کشورها دانش قرائت به او ختم می شد و کتابی در دعا به اسم الحصن الحصین نوشت ، مردم یمن از وی استفاده فروان نمودند ، در قاهره مسند احمد و شافعی را بر مردم می خواند ، به او امام اعظم لقب داده بودند .
ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی ، إنباء الغُمر بأبناء العمر فی التاریخ ، ج 8 ص 245 ، تحقیق : د.محمد عبد المعید خان ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان الطبعة : الثانیة ، 1406هـ -1986م .  


8 . سبط بن جوزی (متوفای 654هـ) :سبط بن جوزی ، نوه دختری أبو الفرج بن جوزی ، از بزرگان قرن هفتم اهل سنت در تذکرة الخواص در باره حدیث غدیر می‌گوید :
اتّفق علماء السیر على أنّ قصّة الغدیر کانت بعد رجوع النبی (ص) من حجّة الوداع فی الثامن عشر من ذی الحجّة جمع الصحابة وکانوا مائة وعشرون ألفاً وقال: (من کنت مولاه فعلی مولاه) الحدیث ، نص (ص) على ذلک بصریح العبارة دون التلویح والإشارة .
دانشمندان متخصص در تاریخ اسلام اتفاق دارند که قصه غدیر بعد از باز گشت رسول خدا ‌صلی الله علیه وآله ‌‌از حجة الوداع در هیجدهم ذی الحجة اتفاق افتاد ، اصحاب و یارانش را صد و بیست هزار نفر بودند جمع کرد و درسخنرانی اش فرمود : هر کس من او را مولا و رهبرم ؛ پس علی ، مولا و رهبر او است ، در این روایت با صراحت نه با کنایه و اشاره رسول خدا صلی الله علیه وآله علی را پیشوا قرار داد.‌‌سبط بن الجوزی الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی ، تذکرة الخواص ، ص 37 ، ناشر : مؤسسة أهل البیت ـ بیروت ، 1401هـ ـ 1981م . 


 ترجمه ابن جوزی :شمس الدین ذهبی در باره او می‌گوید:
یوسف بن قُزْغْلی بن عبد الله . الإمام ، الواعظ ، المؤرخ شمس الدین ، أبو المظفر الترکی ، ثم البغدادی العونی الحنفی . سِبْط الإمام جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزی ؛ نزیل دمشق . وُلِد سنة إحدى وثمانین وخمسمائة ... وکان إماما ، فقیها ، واعظا ، وحیدا فی الوعظ ، علاّمةً فی التاریخ والسیر ، وافر الحرمة ، محبباً إلى الناس ... ودرّس بالشبلیة مدة ، وبالمدرسة البدریة التی قبالة الشبلیة . وکان فاضلا عالما ، ظریفا ، منقطعا ، منکرا ، على أرباب الدول ما هم علیه من المنکرات ، متواضعا صاحب قبول تام .
یوسف بن فزعلی حنفی ، پیشوا ، فقیه ،تاریخ دان و در سخنوری یگانه بود‌ ، در تاریخ و سرگذشت ،‌ علامه و در نزد مردم بسیار قابل احترام و محبوب بود . مدتی در شبیله و مدرسه بدریه تدریس می‌کرد ، او فاضل ، دانشمند و نکته سنج بود و با دولتمردانی که کارهای ناپسندی می‌کردند ، مخالفت می‌کرد و همگان او را قبول داشتند .الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 48 ص 183، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م . 

 

أبو محمد یافعی (متوفای768هـ) در باره او می‌نویسد :
العلامة الواعظ المورخ شمس الدین أبو المظفر یوسف الترکی ثم البغدادی المعروف بابن الحوزی سبط الشیخ جمال الدین أبی الفرج ابن الجوزی أسمعه جده منه ومن جماعة وقدم دمشق سنة بضع وست مائة فوعظ بها وحصل له القبول العظیم للطف شمائله وعذوبة وعظه .در شهر دمشق مردم را موعظه می کرد و چون چهره و سخنش جذاب بود ، مورد قبول و پذیرش عموم قرار گرفت ... .الیافعی ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان ، مرآة الجنان وعبرة الیقظان ، ج 4 ، ص 136 ، ناشر : دار الکتاب الإسلامی - القاهرة - 1413هـ - 1993م .  



قطب الدین الیونینی (متوفای726هـ) در باره او می‌نویسد :
وکان أوحد زمانه فی الوعظ حسن الإیراد ترق لرؤیته القلوب وتذرف لسماع کلامه العیون وتفرد بهذا الفن وحصل له فیه القبول التام وفاق فیه من عاصره وکثیراً ممن تقدمه حتى أنه کان یتکلم فی المجلس الکلمات الیسیرة المعدودة أو ینشد البیت الواحد من الشعر فیحصل لأهل المجلس من الخشوع والاضطراب والبکاء ما لا مزید علیه فیقتصر على ذلک القدر الیسیر وینزل فکانت مجالسه نزهة القلوب و الأبصار یحضرها الصلحاء والعلماء والملوک والأمراء والوزراء وغیرهم ولا یخلو المجلس من جماعة یتوبون ویرجعون إلى الله تعالى .
در وعظ و سخنرانی در زمان خودش منحصر به فرد بود ، با دیدنش رقت قلب برای بیننده ایجاد می‌شد و با شنیدن سخنش اشک‌ها جاری می شد ، مورد قبول عموم بود ، گاهی در مجلسی کلماتی اندک و یا شعری می خواند همه حاضران را به گریه می انداخت . در مجلس وی همواره دانشمندان و امیران و وزیران و غیر آنان حضور می یافتند ، و هیچگاه نمی شد که بدون توبه کسی از مجلسش خارج شود .  


 الیونینی ، قطب الدین أبو الفتح موسى بن محمد ، ذیل مرآة الزمان ، ج 1 ، ص 15 .العکری الحنبلی (متوفای1089هـ) در باره او می‌نویسد :
سبط ابن الجوزی العلامة الواعظ المؤرخ شمس الدین أبو المظفر یوسف بن فرغلی الترکی ثم البغدادی الهبیری الحنفی سبط الشیخ أبی الفرج بن الجوزی أسمعه جده منه ومن ابن کلیب وجماعة وقدم دمشق سنة بضع وستمائة فوعظ بها وحصل له القبول العظیم للطف شمائله وعذوبة وعظه ... ولو لم یکن له إلا کتابه مرآة الزمان لکفاه شرفا .
العکری الحنبلی ، عبد الحی بن أحمد بن محمد ، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب ، ج 5 ، ص 266 ، تحقیق : عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط ، ناشر : دار بن کثیر - دمشق ، الطبعة الأولی ، 1406هـ .


  ۹. علامه اسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی (متوفای 1162هـ) :عجلونی نویسنده کتاب کشف الخفاء ، از دانشمندان مشهور سنی در قرن دوازدهم در باره حدیث غدیر می‌گوید :
( من کنت مولاه فعلی مولاه ) رواه الطبرانی وأحمد والضیاء فی المختارة عن زید بن أرقم وعلی وثلاثین من الصحابة بلفظ اللهم وال من والاه وعاد من عاداه فالحدیث متواتر أو مشهور .حدیث: «من کنت مولاه فعلی مولاه» را طبرانی و احمد وضیاء در کتابش المختارة، از زید بن ارقم وعلی و سی نفر از صحابه نقل کرده اند، پس حدیث متواتر و مشهور است. العجلونی الجراحی ، إسماعیل بن محمد ، کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، ج 2 ، ص 361 ، رقم : 2591 ، تحقیق : أحمد القلاش ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت الطبعة : الرابعة ، 1405هـ . 


 ترجمه العجلونی :البدیری (متوفى بعد از 1175هـ) در ترجمه او می‌نویسد :
وفی یوم الاثنین ثانی محرم هذه السنة توفی شیخنا محدث الدیار الشامیة ، بل خاتمة المحدثین ، من افتخرت به دمشق على سائر الدنیا الشیخ إسماعیل العجلونی المدرّس تحت قبة النسر بجامع بنی أمیة ، ولم یبق أحد من أهل الشام من کبیر وصغیر إلا حضر جنازته .در دوم محرم سال 1162 استاد ما ، محدث دیار شام و بلکه خاتم محدثان و کسی که مردم شام به جهت وجود او در آن دیار بر دیگر مردم دنیا فخر فروشی می‌کردند ، از دنیا رفت . در روز مرگش کوچک و بزرگ در تشییع جنازه‌اش شرکت کردند .البدیری الحلاق ، أحمد بن بدیر ، حوادث دمشق الیومیة ، ج 1 ، ص 30 ، حوادث سال 1162هـ .محقق کتاب کشف الخفاء در مقدمه کتاب ص6 می‌نویسد :
وقد ترجمه الشیخ سعید السمان فی کتابه وقال فی وصفه : خاتمة أئمة الحدیث ومن ألقت إلیه مقالیدها بالقدیم والحدیث اقتدح زناده فیه فأضاء وشاع حتى ملأ الفضاء آخذا بطرفی العلم والعمل متسنما ذروة عن غیره بعیدة الأمل یقطع آناء اللیل تضرعا وعبادة ویوسع أطراف النهار قراءة وإفادة لا یشغله عن ترداده النظر فی دفاتره مرام ولا عن نشر طیبها نقض ولا إبرام مع ورع لیس للریاء علیه سبیل وغض بصر عما لا یعنی من هذا القبیل ... .
خاتم امامان حدیث ، کلید و رمز همه علوم در دست او بود ، شبهایش به عبادت و روزش به مطاله و تدریس می گذشت ، اهل پارسائی و ورع و به دور از ریا بود ... . 


 10 . محمد بن اسماعیل صنعانی (متوفای1182هـ) :صنعانی ، نویسنده کتاب معتبر سبل السلام در باره حدیث غدیر می‌گوید :
حدیث من کنت مولاه فعلى مولاه أخرجه جماعة من أئمة الحدیث منهم أحمد والحاکم من حدیث ابن عباس وابن أبی شیبة وأحمد من حدیث ابن عباس عن بریدة وأحمد وابن ماجه عن البراء و ... وقد عده أئمة من المتواتر .گروهی از بزرگان و پیشوایان در دانش حدیث ؛ مانند : احمد حنبل و حاکم نیشابوری و ابن ابی شیبه و ابن ماجه حدیث : من کنت مولاه... را با سند روایت کرده‌اند . برخی از پیشوایان آن را از احادیث متواتر شمرده اند .الحسنی الصنعانی ، محمد بن إسماعیل الأمیر ، توضیح الأفکار لمعانی تنقیح الأنظار ، ج 1 ، ص 243 ، تحقیق : محمد محی الدین عبد الحمید ، ناشر : المکتبة السلفیة - المدینة المنورة . 


 ترجمه صنعانی :القنوجی (متوفای1307 هـ) در باره او می‌گوید :
کتاب اسبال المطر على قصب السکر وکتاب توضیح الافکار شرح تنقیح الانظار کلاهما للسید الامام المجتهد العلامة محمد بن إسماعیل الامیر الیمنی رحمه الله .نویسنده کتاب اسبال المطر و توضیح الأفکار ؛ آقا ، امام ، مجتهد و علامه محمد اسماعیل است .القنوجی ، صدیق بن حسن ، أبجد العلوم الوشی المرقوم فی بیان أحوال العلوم ، ج 2 ، ص 66 ، تحقیق : عبد الجبار زکار ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1978 .اسماعیل باشا بغدادی (متوفای1339هـ) در هدیة‌ العارفین می‌نویسد :
السید محمد بدر الدین ابن المتوکل على الله اسماعیل بن صلاح الامیر الکحلانی ثم الصنعانی رئیس العلماء والخطیب بها هو من اصحاب الحدیث والاجتهاد .او رئیس علما و خطیب آن‌ها و از اصحاب حدیث و اجتهاد بود .البغدادی ، إسماعیل باشا البغدادی ، هدیة العارفین أسماء المؤلفین وآثار المصنفین ، ج 6 ، ص 338 ، ناشر : دار الکتب العلمیة - بیروت - 1413 – 1992 .
11 . محمد بن جعفر الکتانی (متوفای1345هـ) :جعفر کتانی از مشاهیر قرن چهاردهم در باره حدیث غدیر می‌گوید :
وفی روایة لأحمد أنه سمعه من النبی (ص) ثلاثون صحابیا وشهدوا به لعلی لما نوزع أیام خلافته وممن صرح بتواتره أیضا المناوی فی التیسیر نقلا عن السیوطی وشارح المواهب اللدنیة وفی الصفوة للمناوی .در نقل احمد آمده است که سی نفر از اصحاب رسول خدا برای علی شهادت دادند که حدیث غدیر را از زبان پیامبر شنیده اند ، و از کسانی که تصریح به تواتر آن دارد مناوی است که آن را از سیوطی نقل کرده است .الکتانی ، محمد بن جعفر أبو عبد الله ، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر ، ج 1 ، ص 195 ، تحقیق : شرف حجازی ، ناشر : دار الکتب السلفیة - مصر .
12 . محمد ناصر البانی (1332هـ . 1914م ؛ 1420هـ - 1999م) :محمد ناصر البانی ، محدث مشهور و معاصر وهابی که بیش از صد جلد کتاب نوشته ، در باره حدیث غدیر می‌گوید :
و للحدیث طرق أخرى کثیرة جمع طائفة کبیرة منها الهیثمی فی " المجمع " ( 9 / 103 - 108 ) و قد ذکرت و خرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الکلام على أسانیدها بصحة الحدیث یقینا ، و إلا فهی کثیرة جدا ، و قد استوعبها ابن عقدة فی کتاب مفرد ، قال الحافظ ابن حجر : منها صحاح و منها حسان .
و جملة القول أن حدیث الترجمة حدیث صحیح بشطریه ، بل الأول منه متواتر عنه صلى الله علیه وسلم کما ظهر لمن تتبع أسانیده و طرقه ، و ما ذکرت منها کفایة .

برای حدیث غدیر سند‌های بسیاری ذکر شده است که افراد زیادی مانند هیثمی در کتابش المجمع اسناد آن را ذکر کرده اند ، ومن آنچه آورده‌ام اندکی از آن است که هر کسی پس از آشنائی با اسناد آن یقین به صحت پیدا می کند . ابن عقده همه راه‌های نقل آن را در کتابی مستقل جمع کرده است و ابن حجر بنا بر بعضی از اسناد ، آن را صحیح و بر بعضی از اسناد ، حسن دانسته است .
خلاصه سخن آن که هر دو قسمت این روایت [من کنت مولاه فعلی مولاه ؛ اللهم وال من والاه ] صحیح هستند ؛ بلکه قسمت اول آن به صورت متواتر از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است ... .

البانی ، محمد ناصر (معاصر) ، السلسلة الصحیحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المکتبة الشاملة .ترجمه البانی :سایتی که وهابی‌ها به نام او در اینترنت دایر کرده‌اند ، وی را این گونه معرفی کرده است :
العلامة الشیخ محمد ناصر الدین الألبانی أحد أبرز العلماء المسلمین فی العصر الحدیث ، ویعتبر الشیخ الألبانی من علماء الحدیث البارزین المتفردین فی علم الجرح والتعدیل ، والشیخ الألبانی حجة فی مصطلح الحدیث وقال عنه العلماء المحدثون إنه أعاد عصر ابن حجر العسقلانی والحافظ بن کثیر وغیرهم من علماء الجرح والتعدیل .
علامه ناصر الدین البانی یکی از معروفترین دانشمندان مسلمان در زمان حاضر است ، او در حدیث شناسی و جرح و تعدیل رجال و راویان حدیث منحصر به فرد و الگوی دیگران است ، برخی از دانشمندان در باره وی گفته اند : البانی زمان ابن حجر عسقلانی و ابن کثیر و دیگر دانشمندان در علم حدیث شناسی و جرح و تعدیل را زنده کرده است .
و بعد در ادامه می‌نویسد :
قال سماحة الشیخ عبد العزیز بن باز رحمه الله :
«ما رأیت تحت أدیم السماء عالما بالحدیث فی العصر الحدیث مثل العلامة محمد ناصر الدین الألبانی» .

بن باز مفتی اسبق حجاز می گوید : در عصر حاضر دانشمندی داناتر از شیخ ناصر البانی به علم حدیث در زیر آسمان کبود سراغ ندارم .و نیز می‌نویسد :
وسئل سماحته عن حدیث رسول الله صلى الله علیه و سلم : «ان الله یبعث لهذه الأمه على رأس کل مائة سنة من یجدد لها دینها» فسئل من مجدد هذا القرن ، فقال رحمه الله : الشیخ محمد ناصر الدین الألبانی هو مجدد هذا العصر فی ظنی والله أعلم .از بن باز در باره این سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله که فرمود : در هر صد سال خداوند احیا گری برای دین می فرستد ، سؤال شد ، که چه کسی اکنون مجدّد دین است ؟ گفت : به گمان من احیاگر سنت و دین در این زمان البانی است .
و به نقل از شیخ مقبل الوادعی می‌نویسد :
والذی أعتقده وأدین الله به أن الشیخ محمد ناصر الدین الألبانی حفظه الله من المجددین الذین یصدق علیهم قول الرسول (صلى الله علیه وسلم) : «إن الله یبعث على رأس کل مائة سنة من یجدد لها أمر دینها» .
مقبل وادعی گفته است : آنچه من به آن اعتقاد دارم این است که البانی از مجددین و احیاگران دین و مصداق حدیث رسول خدا صلی الله علیه وآله است که در هر قرن یک نفر به دنیا می‌آید که دین را احیاء می‌کند .مصدر :
http://alalbany.net/albany_serah.php
13 . شعیب الأرنؤوط (معاصر) :شعیب الأرنؤوط ، محقق مشهور و معاصر سنی که کتاب‌های بسیاری ؛ از جمله تهذیب الکمال ، سیر اعلام النبلاء ، مسند احمد و ... را تحقیق و تصحیح کرده است ، در تحقیق کتاب مسند احمد ، در ذیل حدیث 3062 نکاتی را یادآور می‌شود و از جمله می‌گوید :
قوله « من کنت مولاه فعلی مولاه » لها شواهد کثیرة تبلغ حد التواتر .حدیث: من کنت مولاه فعلی مولاه ، شواهد بسیاری دارد که آن به مرحله تواتر می‌رساند .احمد بن حنبل ، مسند أحمد بن حنبل ، (الأحادیث مذیلة بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها) ج 1 ، ص 330 ، ذیل حدیث 3062 ، ناشر مؤسسة قرطبة ـ القاهرة .


اعتراف علمای اهل سنت به صحت حدیث غدیر :


1 . ترمذی از أبو طفیل :حدثنا محمد بن بَشَّارٍ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَةُ عن سَلَمَةَ بن کُهَیْلٍ قَال سمعت أَبَا الطُّفَیْلِ یحدث عن أبی سَرِیحَةَ أو زَیْدِ بن أَرْقَمَ شَکَّ شُعْبَةُ عن النبی صلى الله علیه وسلم قال : «من کنت مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ» .
قال : أبو عِیسَى هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ صحیح وقد رَوَى شُعْبَةُ هذا الحدیث عن مَیْمُونٍ أبی عبد اللَّهِ عن زَیْدِ بن أَرْقَمَ عن النبی صلى الله علیه وسلم وأبو سَرِیحَةَ هو حُذَیْفَةُ بن أَسِیدٍ الْغِفَارِیُّ صَاحِبُ النبی .
أبی سریحه و یا زید بن أرقم (تردید از شعبه است) از رسول خدا نقل کرده‌اند که آن حضرت فرمود : «هرکس من مولای او هستم ، پس علی مولای او است» .
این حدیث حسن و صحیح است ، شعبه این روایت را از میمون بن عبد الله از زید بن أرقم از رسول خدا صلی الله علیه واله نقل کرده است . أبو سریحه همان حذیفة بن أسید غفاری صحابی رسول خدا است .
الترمذی ، محمد بن عیسى أبو عیسى السلمی (متوفای279هـ) ، سنن الترمذی ، ج 5 ، ص 633 ، ح3713 ، بَاب مَنَاقِبِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ، تحقیق : أحمد محمد شاکر وآخرون ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت .محمد ناصر البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :
أخرجه الترمذی و قال : «حدیث حسن صحیح» .
قلت : وإسناده صحیح على شرط الشیخین .

ترمذی آن را نقل کرده و گفته است که این روایت حسن و صحیح است و من می‌گویم که سند آن با شرائطی که بخاری و مسلم برای صحت روایت قائل هستند ، صحیح است .الألبانی ، محمد ناصر ، سلسلة الأحادیث الصحیحة ، ج4 ، ص331ـ 332 ، ناشر : مکتبة المعارف ـ الریاض .2 . ابن ماجه قزوینی از سعد بن أبی وقاص :حدثنا عَلِیُّ بن مُحَمَّدٍ ثنا أبو مُعَاوِیَةَ ثنا مُوسَى بن مُسْلِمٍ عن بن سَابِطٍ وهو عبد الرحمن عن سَعْدِ بن أبی وَقَّاصٍ قال قَدِمَ مُعَاوِیَةُ فی بَعْضِ حَجَّاتِهِ فَدَخَلَ علیه سَعْدٌ فَذَکَرُوا عَلِیًّا فَنَالَ منه فَغَضِبَ سَعْدٌ وقال تَقُولُ هذا لِرَجُلٍ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول من کنت مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ وَسَمِعْتُهُ یقول أنت مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى إلا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یقول لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ الْیَوْمَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ .
عبد الرحمن ، معروف به ابن سابط ، از سعد بن ابى وقّاص نقل کرده است که در یکى از سال‌هاى حج که معاویة به مکّه رفته بود ، سعد بن ابى وقّاص به ملاقات او رفت . در این هنگام ، حاضران براى خوشحال کردن ، معاویه ، از حضرت على علیه السّلام بدگویی مى‏کردند .
سعد ، از شنیدن نکوهش آنان ، خشمناک شد و گفت : چنین سخنان نابجا و نابخردانه را درباره بزرگوارى مى‏گوئید که خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم فرمود :
«من کنت مولاه فعلىّ مولاه» .
و شنیدم خطاب به حضرت على علیه السّلام، مى‏فرمود:«انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا أنّه لا نبىّ بعدى»
و شنیدم که فرمود:«لاعطینّ الرّایة رجلا یحبّ اللّه و رسوله ؛ همانا پرچم جنگ را به مردى مى‏سپارم که خدا و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را دوست مى‏دارد.
ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفای275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 45 ، ح121 ، باب فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر - بیروت .محمد ناصر البانی نیز بعد از نقل روایت می‌گوید :
أخرجه ابن ماجة ( 121 ) . قلت : و إسناده صحیح .ألبانی، محمّد ناصر ، سلسة الأحادیث الصحیحة‌ ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المکتبة الشاملة .3 . ابن ماجه قزوینی از براء بن عازب :حدثنا عَلِیُّ بن مُحَمَّدٍ ثنا أبو الْحُسَیْنِ أخبرنی حَمَّادُ بن سَلَمَةَ عن عَلِیِّ بن زَیْدِ بن جُدْعَانَ عن عَدِیِّ بن ثَابِتٍ عن الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال أَقْبَلْنَا مع رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فی حَجَّتِهِ التی حَجَّ فَنَزَلَ فی بَعْضِ الطَّرِیقِ فَأَمَرَ الصَّلَاةَ جَامِعَةً فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ فقال أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُ أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَهَذَا وَلِیُّ من أنا مَوْلَاهُ اللهم وَالِ من وَالَاهُ اللهم عَادِ من عَادَاهُ .
عدی بن ثابت از براء بن عازب نقل کرده است که در «حجة الوداع» که افتخار همراهى با رسول‏ خدا صلّى اللّه علیه و آله را داشتیم ، در بازگشت ، در یکى از مسیرها دستور داد براى نماز جمع شویم و در آنجا دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود :
«ألست أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ ؛ آیا من سزاوارتر نیستم به مؤمنان از خود آنها؟ » همگى تصدیق کرده و بله گفتند . باز فرمود :
«ألست أولى بکلّ مؤمن من نفسه ؛ آیا من نسبت به تک تک مؤمنان از خود آن‌ها سزاوارتر نیستم ؟ » .
باز هم تصدیق کرده و بله گفتند . سپس اشاره به حضرت على علیه السّلام کرده و فرمود:«فهذا ولىّ من أنا مولاه» ؛
اکنون که فرموده مرا تصدیق کردید ، بدانید که على به هر مؤمنى همان مقام اولویت را دارد که من نسبت به آن مؤمن دارم.
سپس فرمود : « پروردگارا! دوست على علیه السّلام را دوست بدار ، و دشمن او را خوار و ذلیل فرما » .

ابن ماجه القزوینی ، محمد بن یزید (متوفای275 هـ) ، سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116 ، فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار الفکر - بیروت .البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :
صحیح .محمّد ناصر الألبانی ، صحیح ابن ماجة ، ج 1 ، ص 26 ، ح113 ، طبق برنامه المکتبة‌ الشاملة .4 . ابن حجر عسقلانی از امیر مؤمنان علیه السلام :وقال إسحاق : أخبرنا أبو عامر العقدی ، عن کثیر بن زید ، عن محمد بن [ عمر ] بن علی عن أبیه ، عن علی رضی الله عنه قال : إن النبی صلى الله علیه وسلم حضر الشجرة بخم ، ثم خرج آخذا بید علی رضی الله عنه قال : « ألستم تشهدون أن الله تبارک وتعالى ربکم ؟ » قالوا : بلى . قال صلى الله علیه وسلم : « ألستم تشهدون أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم وأن الله تعالى ورسوله أولیاؤکم ؟ » . فقالوا : بلى . قال : « فمن کان الله ورسوله مولاه فإن هذا مولاه ، وقد ترکت فیکم ما إن أخذتم به لن تضلوا کتاب الله تعالى ، سببه بیدی ، وسببه بأیدیکم ، وأهل بیتی » .
حضرت على علیه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در زیر درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نکشید از زیر درخت بیرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه این است که گواهى می‌دهید ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود :
مگر نه این‌ است که گواهى میدهید ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمایند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر این ، کسى که خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى این شخص (على علیه السّلام) مولاى اوست. اینک ، در میان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مى‏گذارم که هرگاه به آن‌ها تمسک کنید ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهید شد : یکى ، کتاب خدا است که ریسمان استوار میان شما و خدا مى‏باشد که یک طرف آن در دست حق تعالى است و طرف دیگرش در اختیار شماست و دیگرى ، اهل بیت من است .

ابن حجر بعد از نقل این روایت می‌گوید :
( هذا إسناد صحیح ) ، وحدیث غدیر خم قد أخرج النسائی من روایة أبی الطفیل عن زید بن أرقم ، وعلی ، وجماعة من الصحابة رضی الله عنهم ، وفی هذا زیادة لیست هناک ، وأصل الحدیث أخرجه الترمذی أیضا .
سند این روایت صحیح است . حدیث غدیر خم را نسائی از طریق أبو طفیل از زید بن أرقم و نیز از علی علیه السلام و گروهی از صحابه نقل کرده‌ است . در این روایت چیزهای است که در آن‌ها نیست . اصل حدیث را ترمذی نیز نقل کرده است .ابن حجر عسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر (متوفای852 هـ) ، المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقیق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغیث - السعودیة ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ .5 . احمد بن حنبل از ریاح بن الحرث :حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا یحیى بن آدَمَ ثنا حَنَشُ بن الحرث بن لَقِیطٍ النخعی الأشجعی عن رِیَاحِ بن الحرث قال جاء رَهْطٌ إلى عَلِىٍّ بِالرَّحْبَةِ فَقَالُوا السَّلاَمُ عَلَیْکَ یا مَوْلاَنَا قال کَیْفَ أَکُونُ مَوْلاَکُمْ وَأَنْتُمْ قَوْمٌ عَرَبٌ قالوا سَمِعْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یوم غد یرخم یقول من کنت مَوْلاَهُ فان هذا مَوْلاَهُ قال رِیَاحٌ فلما مَضَوْا تَبِعْتُهُمْ فَسَأَلْتُ من هَؤُلاَءِ قالوا نَفَرٌ مِنَ الأَنْصَارِ فِیهِمْ أبو أَیُّوبَ الأنصاری .
نخعی از ریاح بن حارث روایت کرده است که گروهى در رحبه حضور مبارک حضرت على علیه السّلام شرفیاب شدند ، سلام بر آن حضرت کرده گفتند : «السّلام علیک یا مولانا» حضرت على علیه السّلام از آنان پرسید : چگونه من‏ مولاى شما هستم با آن‌که شما از گروه عرب مى‏باشید ؟ در پاسخ گفتند : به دلیل آن که در روز غدیر خم از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدیم مى‏فرمود :«من کنت فانّ هذا مولاه»
ریاح گوید : پس از آن که گروه مورد نظر از حضور مبارک مرخّص شدند ، دنبال آنان رفته و از کسانى پرسیدم که اینان از چه تیره‏اى هستند ؟ گفتند : از مردم «انصار» هستند که در میان آن‌ها أبو أیوب انصاری نیز وجود داشت .
أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی (متوفای241هـ) ، مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 419 ، ح23609 ، ناشر : مؤسسة قرطبة – مصر .البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :
أخرجه أحمد والطبرانی من طریق حنش بن الحارث بن لقیط النخعی الأشجعی عن ریاح بن الحارث .
قلت : وهذا إسناد جید رجاله ثقات . وقال الهیثمی : « رواه أحمد و الطبرانی ، ورجال أحمد ثقات » .
این روایت را احمد و طبرانی از طریق حنش بن حارث بن لقیط از ریاح بن حارث نقل کرده‌اند . نظر من این است که سند این روایت نیکو و راویان آن مورد اعتماد هستند . و هیثمی گفته است که احمد و طبرانی آن را نقل کرده‌اند و روایان مسند احمد مورد اعتماد هستند .البانی ، محمد ناصر ، السلسلة الصحیحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المکتبة الشاملة .6 . احمد بن حنبل از أبی طفیل :حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا حُسَیْنُ بن مُحَمَّدٍ وأبو نُعَیْمٍ الْمَعْنَى قَالاَ ثنا فِطْرٌ عن أبی الطُّفَیْلِ قال جَمَعَ علی رضی الله عنه الناس فی الرَّحَبَةِ ثُمَّ قال لهم أَنْشُدُ اللَّهَ کُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سمع رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول یوم غَدِیرِ خُمٍّ ما سمع لَمَّا قام فَقَامَ ثَلاَثُونَ مِنَ الناس وقال أبو نُعَیْمٍ فَقَامَ نَاسٌ کَثِیرٌ فَشَهِدُوا حین أَخَذَهُ بیده فقال لِلنَّاسِ أَتَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا نعم یا رَسُولَ اللَّهِ قال من کنت مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَخَرَجْتُ وَکَأَنَّ فی نفسی شَیْئاً فَلَقِیتُ زَیْدَ بن أَرْقَمَ فقلت له انى سمعت عَلِیًّا رضی الله عنه یقول کَذَا وَکَذَا قال فما تُنْکِرُ قد سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول ذلک له .
فطر بن خلیفه از ابو طفیل نقل کرده است حضرت على علیه السّلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود : سوگند مى‏دهم هر مرد مسلمانى که غدیر خم را به خاطر دارد و سخنى را که در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است ، از جاى برخیزد . سى تن از مردم براى اقامه شهادت بر پاى خاستند .
ابو نعیم ، گفته است که گروه بسیارى‏ قیام کردند و اعلام کردند آن هنگام حاضر بودیم که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست امیر المؤمنین على علیه السّلام را به دست مبارک خود گرفت خطاب به مردم فرمود:
آیا می‌دانید که من سزاوارتر به مؤمنان از خود آنها مى‏باشم ؟ همگى فرمایش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را تصدیق کردند و به همین دلیل بود که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:
«من کنت مولاه فهذا مولاه»
و اضافه فرمود : «پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار .
ابو طفیل گفت : از میان جمع در حالى بیرون رفتم که در خودم احساس ناراحتى مى‏کردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به دیدار زید بن ارقم رفتم و به او گفتم : از على چنین و چنان شنیدم و ناراحت شدم ! زید گفت : آنچه را که شنیدى انکار مکن ! ؛ زیرا آنچه را که شنیده‌ای من خود از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده‏ام ! .

أحمد بن حنبل ، أبو عبدالله الشیبانی (متوفای241هـ) ، مسند أحمد بن حنبل ج 4 ، ص 370 ، ح19321 ، ناشر : مؤسسة قرطبة – مصر .البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید :
أخرجه أحمد ( 4 / 370 ) و ابن حبان فی " صحیحه " ( 2205 - موارد الظمآن ) و ابن أبی عاصم ( 1367 و 1368 ) و الطبرانی ( 4968 ) و الضیاء فی " المختارة " ( رقم -527 بتحقیقی ) .
قلت : و إسناده صحیح على شرط البخاری . و قال الهیثمی فی " المجمع " ( 9 / 104) : " رواه أحمد و رجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة و هو ثقة " .
این روایت را احمد ، ابن حبان در صحیحش ، إبن أبی عاصم ، طبرانی ، مقدسی در المختاره که خود آن را تحقیق کرده‌ام ، نقل نموده‌‌اند .
نظر من این است که این روایت بر طبق شرائطی که بخاری برای صحت حدیث قائل است ، صحیح است . هیثمی در مجمع الزوائد گفته است که آن را احمد نقل کرده و راویان حدیث احمد ، روایان صحیح بخاری هستند ؛ غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است .
البانی ، محمد ناصر ، السلسلة الصحیحة ، ج 4 ، ص 249 ، طبق برنامه المکتبة الشاملة .


  



تاریخ ارسال: یکشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 03:13 ب.ظ | نویسنده: حسین 30004526347729 شماره اختصاصی پیامک هیئت محبین اهل بیت (ع) | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد