X
تبلیغات
رایتل

هیئت محبین اهلبیت ع (شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر )

این سخن ورد زبانها افتاد(دیدی اخر علی از پا افتاد)(بر دشمن و قاتلین بی بی حضرت زهرا (س) لعنت )

از خطبه‏های شگفت‏انگیزی است که به نام خطبه‏«غراء»نامیده شده است‏

از خطبه‏های شگفت‏انگیزی است که به نام خطبه‏«غراء»نامیده شده است‏

   نوشته شده توسط: محب امیرالمومنین    نوع مطلب :امیر المومنین ،نهج البلاغه ،کتابخانه ،




خطبه شماره 83

«خطبه درخشان‏»«یکی از خطبه‏هائی است که امام(ع)ایراد فرموده است

از خطبه‏های شگفت‏انگیزی است که به نام خطبه‏«غراء»نامیده شده است‏».

صفات خداستایش مخصوص خداوندی است که علو مرتبه‏اش بخاطر قدرت او است، ونزدیکیش به مخلوقات به واسطه عطا و بخشش او،همو است‏بخشنده تمام نعمتها،و دفع‏کننده تمام شدائد و بلاها او را می‏ستایم در برابر عواطف کریمانه و نعمتهای وسیع و گسترده‏اش‏به او ایمان می‏آورم چون مبدء هستی و ظاهر و آشکار است،و از او هدایت می‏طلبم چون‏راهنما و نزدیک است،از او یاری می‏جویم چون توانا و پیروز است،بر او توکل می‏کنم چون‏تنها یاور و کفایت کننده است.

گواهی می‏دهم که محمد(ص)بنده و فرستاده اوست،او را فرستاده تا فرمانهایش رااجرا کند و به مردم اتمام حجت نماید،و آنها را در برابر اعمال بد،بیم دهد.

توصیه به پرهیزکاری‏ای بندگان خدا!شما را به ترس از خدائی که برای بیداری شما مثلها زده(و پندهاداده)سفارش می‏کنم،خداوندی که اجل و سرآمد زندگی شما را معین کرده و لباسهای‏فاخر را بر شما پوشانده،زندگی پر وسعت‏به شما بخشیده و با حساب دقیق خود به‏شما احاطه دارد،در برابر کارهای نیک پاداش برای شما قرار داده و با نعمتهای‏گسترده، و بخششهای وسیع،گرامی داشته و به وسیله پیامبران و دستورات رسا و روشن ازمخالفت فرمانش بیم داده است.

تعداد شما را به خوبی می‏داند و چند صباحی توقف،در این سرای آزمایش و عبرت‏برایتان مقرر داشته،در این دنیا آزمایش می‏شوید،و در برابر اعمالتان محاسبه می‏گردید.

دگرگونیهای دنیا(آری)آب این جهان همیشه تیره و همواره با گل و لای توام بوده است، منظره‏ای‏دلفریب و سرانجامی خطرناک دارد،فریبنده و دل انگیز است اما دوامی ندارد، نوری‏است در حال غروب،سایه‏ای است زوال پذیر و ستونی است مشرف بر سقوط،و هنگامی‏که نفرت کنندگان به آن دل بستند و بیگانگان از آن،به آن اطمینان پیدا کردند، هماننداسبی که بطور غافلگیرانه پاهای خود را بلند کرده و سوار را به زمین می‏افکند،آنها را برزمین می‏کوبد،و با دامهای خود آنها را گرفتار می‏سازد،و تیرهای خود را بسوی آنان‏پرتاب می‏کند.

طناب مرگ به گردن انسان می‏افکند،و بسوی گوری تنگ و جایگاهی وحشتناک که‏از آنجا محل خویش را در بهشت و دوزخ می‏بیند،و پاداش اعمال خود را مشاهده می-کند،می‏کشاند! .

همچنان آیندگان به دنبال گذشتگان گام می‏نهند،نه مرگ از نابودی مردم دست می-کشد،و نه مردم از گناه.

و همچنان تا پایان زندگی و سر منزل فنا و نیستی آزادانه پیش می‏روند.

رستاخیزتا آنجا که امور پی در پی بگذرد و زمانها سپری گردد،و رستاخیز بر پا شود در آن‏زمان آنها را از بیغوله‏های گور و لانه‏های پرندگان و جایگاه درندگان و میدانهای جنگ‏بیرون می‏آورد،با شتاب بسوی فرمان پروردگار روی می‏آورند،به صورت دستجات‏خاموش و صفوف ایستاده حاضر می‏شوند،گر چه جمع آنها بسیار است ولی از دیدگاه علم‏نافذ پروردگار مخفی نمی‏مانند و به خوبی صدای(فرشتگان)به گوش آنها می‏رسد، لباس نیاز و خضوع به تن پوشیده‏اند،درهای حیله و فریب بسته شده،آرزوها قطع گردیده، دلها ساکن،صداها(از اوج‏خویش افتاده)آهسته از گلو بیرون آید،عرق از گونه‏ها سرازیر، اضطراب و وحشت آنهارا فرا گرفته است،بانگی رعد آسا گوشها را به لرزه آورد و به سوی پیشگاه عدالت،برای دریافت کیفر و پاداش و بهره‏مند شدن از ثواب،فرا خوانده می‏شوند.

بندگانی که با دست توانای او آفریده شده‏اند و بی اراده خویش به وجود آمده وپرورش یافته‏اند،(و مالک خود نیستند)در چنگال مرگ قرار گرفته و در گهواره گور آرمیده‏از هم متلاشی می‏شوند و به تنهائی سر از لحد برمی‏آورند،و برای درک پاداش قدم به صحنه‏قیامت می‏گذارند،به دقت‏سرشماری شده و بحسابشان رسیدگی می‏گردد،این چند روزه‏به خاطر این مهلت‏یافته‏اند که در جستجوی راه صحیح برآیند،و راه نجات به آنها ارائه‏شده،این چند روز عمر(نه بخاطر این است که سرکشی کنند بلکه برای آن است)که رضایت‏خدا را جلب نمایند،ظلمت و تاریکیهای شک و تردید از آنها کنار زده شده،آنها را آزادگذارده‏اند تا برای مسابقه(در قیامت)خود را آماده سازند،آنها را آزاد گذارده‏اند تافکر و اندیشه خود را برای یافتن حق به کار برند،و در کسب نور الهی در مدت زندگی تلاش‏و کوشش کنند.

چه مثلهای رسائی‏اوه چه مثلهای صائب و رسائی!و چه اندرزهائی دلنشین!ولی به شرط آنکه با قلبهای‏پاک مواجه گردد و در گوشهای شنوائی فرو رود،و به رای‏هائی جازم و عقلهای کاملی‏دست‏یابد.

تقوا پیشه کنید،تقوای کسی که چون بشنود احساس مسئولیت کند،و چون گناه کنداعتراف نماید،و چون احساس مسئولیت نماید قیام به عمل کند،و چون بیمناک گردد به‏طاعت‏حق مبادرت ورزد،و(چون به مرگ و لقای پروردگار)یقین کند نیکی نماید،وهر گاه درس عبرت به او دهند عبرت پذیرد.

و هر گاه او را بر حذر دارند قبول کند،و اگر منعش کردند از نافرمانی باز ایستد(دعوت‏خدا) را پاسخ گوید،و بسوی او باز گردد،و چون باز گردد توبه کند و چون تصمیم به پیروی از پیامبران گیرد دنبال آنان گام بردارد،چون نشانش دهندبه بیند و بسرعت‏به سوی حق حرکت کند،و از نافرمانیها فرار نماید،ذخیره‏ای بدست آوردو باطن خویش را پاکیزه و آخرت خود را آباد سازد،زاد و توشه‏ای برای روز حرکت وهنگام حاجت،و سر منزل نیاز،تهیه کند، همه اینها را پیش از خود،به منزلگاه جاویدانی، به فرستد.

ای بندگان خدا از نافرمانی او بپرهیزید،به خاطر هدفی که شما را برای آن آفریده،و آنچنانکه به شما هشدار داده،از مخالفتش بر حذر باشید تا استحقاق آن چه را به شما وعده‏داده پیدا کنید که وعده او مسلم،و تهدید او وحشتناک است.

یادآوری نعمتهای گوناگون‏خداوند برای شما گوشهائی آفریده که آنچه را می‏شنوند حفظ کنند،و چشمهائی که‏در تاریکی حقایق را به بینند،و هر عضوی را به نوبه خود اعضائی داد که در ترکیب بندی،ودوام،متناسب و هم آهنگ با یکدیگرند،بابد نهائی که با ساختمان موزون خود قائم و برقرارند،و با دلهائی که آماده پذیرش مواهب او هستند از نعمت‏های او برخوردار بوده، و موجبات امتنان وی آشکار است‏با وسائلی که تندرستی شما را حفظ می‏کند.عمرهائی برایتان مقدر فرموده ولی مقدارآن از شما پنهان است.و از آثار گذشتگان برایتان عبرتها ذخیره کرده،لذتهائی که از دنیابردند،و موهبتهائی که قبل از گلو گیر شدن به مرگ از آن بهره‏مند می‏گردیدند.سرانجام دست‏نیرومند مرگ گریبان آنها را گرفت،و بین آنها و آمالشان جدائی افکند،و با فرا رسیدن‏اجل به سرعت آنها را از آرزوها برید،آنها به هنگام تندرستی چیزی برای خود نیندوختندو در نخستین زمان زندگی عبرت نگرفتند،آیا کسی که جوان است جز پیری انتظار دارد؟ و افرادی که برخوردار از نعمت تندرستی هستند،جز حوادث بیماری را چشم براه می‏باشند؟ و آیا کسیکه باقی است جز فنا را منتظر است؟با اینکه هنگام فراق و جدائی و لرزه اضط‏راب‏و ناراحتی مصیبت نزدیک شده که حتی فرو بردن آب دهان برای او مشکل شود و از فرزندان و بستگان یاری جوید!

آیا آنها می‏توانند مرگ را از او دفع کنند؟و با ناله‏های آنان و فریادشان برای اوسودی دارد؟(نه) او به سرزمین مردگان سپرده می‏شود،و در تنگنای قبر تنها می‏ماند،حشرات پوستش را از هم می‏شکافند،و سختیهای گور او را می‏پوساند،و از پای در می-آورد،تند بادهای سخت آثار او را نابود می‏کند،و گذشت‏شب و روز نشانه‏های او را از میان‏می‏برد،اجساد،پس از طراوت و تازگی تغییر می‏پذیرند،و استخوانها بعد از توانائی پوسیده‏می‏گردند،ارواح،گروگان مسئولیت اعمال خویشند،و در آنجا به اسرار نهانی یقین‏حاصل می‏کنند،نه بر اعمال صالحشان چیزی افزوده می‏شود،و نه از اعمال زشتشان می‏توانندتوبه کنند.

آیا شما فرزندان و پدران و برادران و بستگان همان مردم نیستید که گام جای گام‏آنها نهادید؟ !و در همان جاده‏ای قدم می‏نهید که آنها نهادند،و روش آنان را دنبال‏می‏کنید؟

دلها از بهره گرفتن سخت‏شده،و از رشد معنوی باز مانده،و در غیر طریق حق راه‏پیمائی می‏کنند،گویا آنها مقصود نیستند و گویا آنها نجات و رستگاری را در تحصیل‏دنیا می‏دانند.

عبور بر صراط‏آگاه باشید عبور شما از صراط خواهد بود،گذرگاهی که عبور از آن خطرناک‏است،معبری که قدم در آن لرزان می‏شود و بارها می‏لغزد.

ای بندگان خدا از خدا بترسید همچون ترس صاحب عقلی که فکر،قلبش را مشغول‏ساخته،و ترس بدنش را خسته کرده شب زنده‏داری خواب او را هم از چشمش ربوده،امید به حمت‏خدا او را به تشنگی روزه روزهای گرم واداشته،زهد در دنیا خواهشهای‏نفس را از او گرفته،به سرعت زبانش به ذکر خدا می‏گردد،برای ایمنی در قیامت ترس‏از مسئولیت را پیش فرستاده،از راههای دیگر جز راه حق چشم پوشیده،در بهترین و راست‏ترین‏راهی سیر می‏کند که آن راه مطلوب خدا است فریب آنچه انسان را مغرور می‏کند و از راه منصرف می‏سازد نخورده،امور مشتبه‏او را نابینا نساخته،مژده بهشت و زندگی کردن در آسایش و نعمت در بهترین جایگاه‏و ایمن‏ترین روزها او را خشنود ساخته است.

از گذرگاه زود گذر دنیا با پسندیده‏ترین طرز گذشته،توشه سعادت آخرت راپیش فرستاده،و از ترس آن روز به عمل صالح مبادرت ورزیده،ایام زندگی با سرعت‏مشغول بندگی بوده،در طلب خشنودی پروردگار رغبت و میل کامل داشته،از آنچه‏باید فرار کند بر کنار بوده،امروز رعایت فردای خویش را نموده،آینده خویش رادیده است.

بهشت‏برین شایسته‏ترین پاداش نیکو کاران،و دوزخ مناسب‏ترین کیفر بدکاران‏است،خدا برای انتقام گرفتن و یاری کردن کافی است،و قرآن برای باز خواست کردن و داوری‏خواستن کفایت می‏نماید.

توصیه به تقواتوصیه می‏کنم شما را به تقوا و پرهیز از خدائی که با انذار خود،راه عذر را برشما مسدود ساخته،و با دلیل روشن حجت را تمام کرده،و شما را بر حذر داشته از دشمنی‏که مخفیانه در سینه‏های شما راه می‏یابد و آهسته در گوشها می‏دمد،گمراه و پست می‏سازدنوید می‏دهد و انسان را به خواهش وا می‏دارد،گناهان و جرائم زشت را نیکو جلوه می-دهد،و گناهان بزرگ را سبک می‏شمرد و به تدریج پیروان خود را فریب داده،و در سعادت‏را بر وی گروگان خود می‏بندد(در سرای آخرت)آنچه را که آراسته،انکار می‏کند،و آنچه آسان جلوه داده بزرگ می‏شمارد،و از آنچه آنها را ایمن کرده سخت‏می‏ترساند...

قسمتی از این خطبه که درباره چگونگی آفرینش انسان است.

مگر این همان نطفه و خون نیم بند نیست،که خداوند او را در تاریکیهای رحم وغلافهای تو در توی(شکم مادر)آفرید،تا(بصورت)جنین در آمد،سپس کودکی‏شیر خوار شد،کم کم بزرگتر گردید تا نوجوانی(خوش منظر)گردید.و به او فکری حافظو زبانی گویا بخشید،تا درک کند و عبرت گیرد،و از بدیها بپرهیزد،تا به حد کمال رسید وبر پای خود ایستاد آغاز به تکبر کرد،رو گردانید،و بی پروا در بیراهه گام نهاد.

هوا و هوس را از اعماق وجود خود بیرون می‏کشد،و برای بدست آوردن‏خواسته‏های دل و لذت بی حساب در دنیا خود را به رنج می‏افکند،هرگز نمی‏پنداردمصیبتی برایش پیش می‏آید.

پرهیز و خشوعی ندارد،در حال فتنه و فریب به سر می‏برد،و در دل بدبختیها کمی‏زندگی کرده،در حالی که در برابر آنچه از دست داده بدل و عوضی بدست نیاورده و وظائف‏واجب خود را ترک نموده.

هنوز کوشش او در راه هوا و هوس و بدست آوردن آرزوهایش پایان نپذیرفته که‏ناراحتیهای مرگ به او نزدیک می‏شود،روزها متحیر و شبها در درون دردها و بیماریها تا به‏صبح بیدار است،در میان برادری غمخوار و پدری مهربان افتاده و صدای(همسرش)به‏گریه بلند است.

(و همسر یا مادرش)در کمال اضطراب و ناراحتی به سینه می‏کوبد،اما او در حالت‏بیهوشی و سکرات مرگ،و غم و اندوه بسیار،و ناله دردناک،و جان دادن،و با حالت‏انتظاری رنج‏آور، ست‏به گریبان است،(و سرانجام جان می‏سپارد)سپس او را مایوسانه در کفن می‏پیچند و در حالی که آرام و تسلیم است‏بر می‏دارند وبر روی چوبهای تابوت می‏افکنند،خسته و کوفته و لاغر به سفر آخرت که در پیش دارد می-رود،دوستان و فرزندان و جمع برادران او را به دوش می‏کشند و تا سر منزل غربت و خانه‏ای‏که هرگز از او نمی‏توان دیدن کرد،و در وحشت و تنهائی باید در آن بسر برد،او را پیش‏می‏برند،(و در درون قبرش می‏گذارند).

اما هنگامی که تشییع کنندگان و ناله سردهندگان برگردند،وی را در حفره گورمی‏نشانند.او از ترس و تحیر در سئوال و لغزش در امتحان آهسته سخن می‏گوید،وبزرگترین بلا در آنجا آب سوزان آتش دوزخ و برافروختگی شعله‏ها و نعره‏های آتش‏است،نه لحظه‏ای مجازات او آرام می‏گیرد که استراحت کند،و نه آرامشی وجود داردکه از درد او بکاهد،و نه قدرتی که مانع کیفر او شود،نه مرگی است که او را از اینهمه ناراحتی برهاند و نه خوابی که اندوهش را بر طرف سازد،میان مجازاتهای گوناگون و کیفرهای‏کشنده گرفتار است،از چنین سرنوشتی به خدا پناه می‏بریم!

ای بندگان خدا کجا هستند آنان که در طول عمر از نعمت‏برخوردار بودند؟کجایندآنها که تعلیم یافتند و درک کردند اما مهلتشان دادند ولی آنها به لهو و لعب پرداختند،و آنهارا از آفات بدور داشتند اما آنان فراموش کردند؟

زمانی طولانی به آنها مهلت،و عطایای نیکو داده شد،و آنها را از کیفر دردناک‏بر حذر داشتند، و به نعمتهای بزرگ وعده دادند،و از گناهانی که انسان را در ورطه هلاکت‏می‏افکند و از عیبهائیکه باعث‏خشم خدا می‏شود بر حذر داشتند،(ولی آنها از تمام این امورپند نگرفتند).

ای دارندگان چشمها،گوشها،سلامت و متاع دنیا!هیچ راه گریز یا خلاص،و پناهگاه،و یا فرار،یا بازگشتی هست؟یا نه؟به کجا رو کرده و به کدام سو می‏روید؟

و به چه چیز مغرور می‏شوید؟

تنها بهره هر کدام شما از زمین به اندازه طول و عرض قامت‏شما است،در حالی که‏گونه‏ها بر خاک سائیده می‏شود.

هم اکنون ای بندگان خدا!تا ریسمانهای مرگ بر گلوی شما نیفتاده،و روح شمابرای بدست آوردن کمالات آزاد است و جسدها راحت،و در وضعی قرار دارید که می-توانید با کمک یکدیگر مشکلات را حل کنید و هنوز مهلتی دارید،و جای تصمیم و توبه وبازگشت از گناه باقی مانده(از فرصت استفاده کنید):

پیش از آنکه در شدت تنگنای وحشت و ترس و اضمحلال و نابودی قرار گیرید،و پیش‏از آنکه مرگی که در انتظار شما است‏شما را فرا گیرد و دست قدرت و توانای عزیز مقتدرشما را اخذ کند(آری پیش از همه اینها فرصت را غنیمت‏شمارید).

شریف رضی می‏گوید:

در خبر است هنگامی که امام(ع)این خطبه را ایراد فرمود:بدنها بلرزه،اشکهاسرازیر،و دلها ترسان شد،و جمعی از مردم این خطبه را«غراء»نامیده‏اند.

توضیح‏ها:

[1]در کتاب‏«تحف العقول‏»نوشته‏«حسن بن علی بن شعبه‏»متوفای‏سال 332 هجری قمری قسمت‏«عباد مخلوقون اقتدارا»از این خطبه نقل شده‏است و پس از آن جملاتی دیگر از این خطبه ذکر نموده است.

و قاضی‏«قظاعی‏»در باب سوم کتاب خود آنجا که مواعظ امام(ع)رانقل کرده قسمت‏«انکم مخلوقون‏»و پس از آن جملات دیگری از این خطبه وسپس جملات دیگری از خطبه‏های دیگری از آن حضرت را جمع نموده و همه رایک سخن قرار داده است.

نویسنده(مدارک نهج البلاغه)می‏گوید:با توجه به آنچه از ابن ابی الحدیدنقل کردیم روشن می‏شود که این دانشمندان یعنی(ابو عثمان و جعفر بن یحیی که‏ابن ابی الحدید از آنها مطالبی نقل کرده که خواهیم گفت)این خطبه را از سخنان‏امام(ع)می‏دانند و در این باره هیچ شک و تردیدی ندارند.

این‏ها خود دلیل صحت‏سند و اثبات خطبه است،علاوه جملات فصیح و بلیغ آن‏شاهد بسیار روشنی است.(مستدرک و مدارک نهج البلاغه صفحه‏246 و247) .

ابن ابی الحدید از«ابو عثمان جاحظ‏»نقل می‏کند که:

«ثمامه‏»از جعفر بن یحیی که فصیحترین و بلیغترین مردم است در موردچگونگی فصاحت و بلاغت می‏گفت:«در حسن بیان و فصاحت،این عبارت از سخن امام علی بن ابیطالب(ع) جالبترین عبارات است‏»:

«هل من مناص او خلاص او مغاز او ملاز،او فرار او محار!»آیا هیچ راه نجات،یا خلاص،یا پناهگاه،و یا راه فرار و یا بازگشتی‏هست؟

و نیز ابو عثمان می‏گفت:

«جعفر از این عبارت امام(ع)همواره در شگفت‏بود»:

(این من جد و اجتهد و جمع و احتشد و بنی و شید و فرش فمهد و زخرف فنجد)می‏گفت:

«مشاهده میکند که هر لفظی دست‏بگردن قرین خود است و آن را بسوی‏خود جذب می‏کند و ذاتا به آن دلالت دارد»البته این عبارت با همین الفاظ در خطبه‏ای که اکنون در اختیار است موجودنیست ولی عبارتی شبیه آن،وجود دارد و آن این است(فاتقوا الله تقیه من سمع فخشع و اقترف فاعتزف و وجل فعمل و حاذرفبادر و ایقن فاحسن و عبر فاعتبر و حذر فحذر و زجر فازدجر و اجاب فاناب‏و راجع فتاب و اقتدی فاحتذی،.،ابو عثمان می‏گوید:

جعفر،امام(ع)را فصیح‏ترین قریش می‏نامیدابن ابی الحدید در اینجا اضافه می‏کند:

(هیچگونه شکی برای ما پیش نمی‏آید که امام فصیحترین گویندگان‏اولین و آخرین است تنها کلام خدا و پیامبر از او فصیح‏تر است)

پس از آن فصلی درباره سخن فصیح و بلیغ و علائم آن می‏نگارد و درپایان می‏گوید:«تمام این صفات در خطبه‏ها و نامه‏های امام(ع)موجود است‏»و می‏افزاید که حق همان است که معاویه به‏«محقن ضبی‏»گفته است.

این سخن را معاویه زمانی گفت که محقن ضبی در مذمت امام به معاویه‏اظهار داشت:

«جئتک من عند اعی الناس‏»«از پیش گنگ‏ترین افراد آمدم‏»!!معاویه به او گفت:

«یابن اللخناء لعلی تقول هذا و هل سن الفصاحه لقریش غیره؟»«ای فرزند گندیده!این را درباره علی می‏گوئی؟»آیا فصاحت را در میان قریش جز او کسی رواج داد؟

و بالاخره ابن ابی الحدید می‏گوید:

تلاش برای اثبات و استدلال بر اینکه خورشید می‏درخشد خسته کننده است‏همچنان است زحمت استدلال برای اثبات فصاحت و بلاغت امام(ع)(شرح‏ابن ابی الحدید ج‏6 ص‏277 و279)


برچسب ها: حضرت علی ع ، شان امیر المومنین ، مقام امیر المومنین ، کتاب ، نهج البلاغه ، دانلود ، امیرالمومنین ، شیعه ، Download ، Ebook ، شرح و تفسیر نهج البلاغه ، شرح ، تفسیر ، خطبه غراء ، خطبه 83 ،

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:51 ب.ظ | نویسنده: حسین 30004526347729 شماره اختصاصی پیامک هیئت محبین اهل بیت (ع) | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد