X
تبلیغات
رایتل

هیئت محبین اهلبیت ع (شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر )

این سخن ورد زبانها افتاد(دیدی اخر علی از پا افتاد)(بر دشمن و قاتلین بی بی حضرت زهرا (س) لعنت )

نَسَب عمر بن خطّاب

نَسَب عمر بن خطّاب

 

نَسَب عمر بن خطّاب:[1] سیابه عبدالله در نسب عمر بن خطاب نقل کرده است که: عبدالمطلب را کنیزکی بود به نام صحّاک که بعضی از شتران وی را به چراگاه برده و می چرانید. چون بدکاره بود روزی غلامی به نام نفیل  همراه با 9 تن دیگر در چراگاه به وی رسیدند و با او در آویختند. صحّاک سپس پسری به دنیا آورد که او را خطّاب نام نهاد و اغلب نزد بادیه نشیان بود تا به حد بلوغ رسید. خطّاب روزی همراه مادر خود که مشغول شتر چرانی بود نگاهش به کفل او افتاد و تحریک شده با او جمع شد. صحّاک از فرزندش خطّاب آبستن شد و دختری به نام حنتمه به دنیا آورد. حنتمه را در مزبله ای رها کردند و هشام بن مغیره او را یافت و بزرگ نمود و سالها بعد خطّاب او را دید و پسندید و به نکاح طلبید و جناب عمر به دنیا آمد. در این معنی شعری منسوب به حضرت صادق(ع) است که:  

       «من جدّه خاله و والده                و اُمّه اخته و عمه           اجدر أن یبغض الوصیّ              و أن ینکر یوم الغدیر بیعته»

یعنی: «کسی که جد او پدر و دایی او هم هست و مادرش خواهر و عمه او، چنین نسبی سزاست که وصیّ پیامبر را دشمن دارد و بیعت خود را با او در روز غدیر منکر گردد!».

عمر بن خطّاب گفت: «أیها الناس، تعلموا أنسابکم أرحامکم و لایسألنی أحد ماوراء الخطّاب... ای مردم، نسب خود را بدانید اما کسی از قبل از خطّاب از من سئوال نکند».[2]

 

[1] - حدیقه الشیعه؛ ص ۳۶۶ -لئالی الاخبار؛ ج۵، ص ۵۲- بحارالانوار؛ جلد ۳۱ ، باب مطاعن عمر، ص۹۹و۱۰۰ - لسان الواعظین؛ص۳۵۷، از محمدبن شهر آشوب مازندرانی(منابع شیعی)-کتاب التنقیح فی النسب الصریح.

[2] - تاریخ المدینه المنوره؛ ج3، ص797.

« امیرالمؤمنین(ع) و شرح دوران خلافت خلفای سه گانه

تاریخ ارسال: جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:41 ب.ظ | نویسنده: حسین 30004526347729 شماره اختصاصی پیامک هیئت محبین اهل بیت (ع) | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد