هیئت محبین اهلبیت ع (شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر )

هیئت محبین اهلبیت ع (شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر )

این سخن ورد زبانها افتاد(دیدی اخر علی از پا افتاد)(بر دشمن و قاتلین بی بی حضرت زهرا (س) لعنت )
هیئت محبین اهلبیت ع (شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر )

هیئت محبین اهلبیت ع (شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر )

این سخن ورد زبانها افتاد(دیدی اخر علی از پا افتاد)(بر دشمن و قاتلین بی بی حضرت زهرا (س) لعنت )

اعتراف علمای اهل سنت


اعتراف علمای اهل سنت بر جعلی بودن این دو لقب برای ابوبکر و عمر :

از طرف دیگر بسیاری از علمای اهل سنت اعتراف کرده‌اند که

این دو لقب ، شایسته ابوبکر و عمر نیست و حدیث آن جعلی است

. ابن جوزی ، عالم معروف اهل سنت در کتاب الموضوعات می‌نویسد :

أبی درداء از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم  نقل می‌کند

 که آن حضرت فرمود : در شب معراج دیدم که در عرش خداوند

بر لوحی سبز با نور سفید نوشته شده بود « خدایی جز خدای

یکتا نیست ، محمد صلی الله علیه وآله وسلم رسول او است ،

 ابوبکر صدیق و عمر فاروق است ! .

بعد در نقد روایت می‌نویسد :

.

این حدیث صحیح نیست و کسی که به آن متهم است عمر بن

اسماعیل است . یحیی بن معین در باره او گفته است :

 سخن او ارزش ندارد ، دروغ‌گو است ، آدمی بد و خبیث است .

نسائی و دارقطنی گفته‌اند : حدیث او متروک است .

 (الموضوعات ، ابن جوزی ، ج1 ، ص 327)

 

در جای دیگر می نویسد :

این روایت باطل و ساختگی است و علی بن جمیل حدیث جعل

 می کرده است

 الموضوعات ، ابن جوزی ، ج1 ، ص 336

در جای سوم می‌گوید :

این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم صحیح نیست

؛ زیرا ابوبکر صوفی و محمد بن مجیب هر دو دروغگو هستند ،

 این سخن را یحیی بن معین گفته است .

(الموضوعات ، ج1 ،‌ص337)

 

هیثمی نیز بعد از نقل روایت می نویسد :

این روایت را طبرانی نقل کرده و در سند آن علی بن جمیل رقی

 است و او ضعیف است .

 (مجمع الزوائد ،‌الهیثمی ،‌ج9 ، ص58)

 

متقی هندی بعد از نقل آن می‌گوید :

کر وفیه محمد بن عامر کذّاب

ابن عساکر آن را نقل کرده و در سند آن محمد بن عامر ،

دروغگو است . (کنز العمال ، ج13 ، ص236)

 

ابن حبان بعد از نقل دو روایت در این باره ،‌می‌نویسد :

 شکی نیست که این دو روایت باطل و ساختگی است .

روایات بسیاری همانند آن وجود دارد که با ذکر همه آن‌ها کتاب

ما طولانی خواهد شد .

(کتاب المجروحین ،‌ج ج2 ،‌ص116)

 

ابن حجر عسقلانی و شمس الدین ذهبی نیز بعد نقل روایت می‌گویند :

هذا باطل ، والمتهم به حسین .

این روایت باطل است و متهم به آن حسین است .

( میزان الاعتدال ، ذهبی ، ج1 ،‌ص540 و لسان المیزان ،

 ابن حجر ، ج2 ، ص295)

 

و ابن کثیر دمشقی سلفی نیز در این باره می‌گوید :

.این حدیث ضعیفی است و در سند آن کسی است که در باره

او سخن‌ها گفته شده و سخن او از منکرات خالی نیست .

 (البدایة والنهایة ، ج7 ،‌ص230)

 

نخستین بار اهل کتاب عمر را فاروق نامیدند :

محمد بن سعد در الطبقات الکبری ، ابن عساکر در تاریخ مدینة

 دمشق ، ابن اثیر در اسد الغابة و محمد بن جریر طبری

در تاریخش می‌نویسند :

 

ابن شهاب گوید : این گونه به ما رسیده است که اهل کتاب

 نخستین کسانی بودند که به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان

 از سخن آن‌ها متأثر شدند و این لقب را در باره عمر استعمال

کردند  و از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم هیچ مطلبی

 در این باره به ما نرسیده است .

(- الطبقات الکبرى - محمد بن سعد - ج 3 - ص 270

- تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 44 - ص 51

- تاریخ الطبری - الطبری - ج 3 - ص 267

- أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 4 - ص 57 )

 

و نیز ابن کثیر دمشقی سلفی در ترجمه عمر بن الخطاب

 در کتاب معتبر البدایة والنهایة می‌نویسد :

عمر بن الخطاب ... ملقب به فاروق ، ‌گویند که اهل کتاب این لقب

 را به عمر دادند .

( البدایة والنهایة - ابن کثیر - ج 7 - ص 150)

 

در نتیجه ، لقب «صدیق» مخصوص امیر المؤمنین است و

 هر آن‌چه اهل سنت از زبان پیامبر اسلام در باره ابوبکر نقل 

 کرده‌اند ، ساخته و پرداخته دیگران است ؛ همان طور که لقب

 «فاروق» نیز از آنِ امیر المؤمنین بوده و اهل کتاب آن را به خلیفه

 دوم هدیه کرده‌اند .

 

آیا می توان مهدور الدم بودن قاتلان حضرت زهرا را از قرآن و روایات

تعجب نکنید ، ما برای شما ثابت می کنیم که خلفا و به خصوص خلیفه دوم ( عمر ) نه تنها شایستگی تکیه زدن بر منصب خلافت و جانشینی رسول الله ص را نداشته اند بلکه با دقت و تامل در آیات قرآن و روایات نبوی به این نتیجه می رسیم که اگر وی در عصر و زمان حیات رسول الله ص ، حرمت اهل بیت ایشان را شکسته و آن رفتار خصمانه و فجیع را با پاره تن رسول خدا ص مرتکب شده بود ، قطعا پیامبر اکرم خون وی را حلال اعلام کرده و وی را مهدور الدم می دانستند .

اندکی صبر کن ، با شما هستم که  احتمالا  با خواندن این سطور ، زبان را به لعن و نفرین ما گشوده ای و بغض و کینه ما را در دل شعله ور می کنی . با کمی حوصله و به دور از تعصب ادامه متن را هم بخوان ، بعد  خودت قضاوت کن، اگر بازهم در ادعای ما شک کردی ، آن گاه هر چه می خواهی بگو ، ولی اگر کمترین احتمال را در صدق سخنان ما دادی ، انگاه حجت تمام شده و خود باید در پیشگاه حق تعالی پاسخی محکم برای رد آن احتمال یا عدم اعتنا به  ان بدهی
.
حال تصمیم گیری با خودت


از راههای مختلفی می توان این ادعا را ثابت نمود که به جهت طولانی نشدن این مطلب ، در این جا به طور خلاصه و مستدل به مهمترین آنها  اشاره می کنیم .

و ان قضیه هجوم عمر به همراه عده ای از به اصطلاح صحابه رسول الله ص به بیت حضرت زهرا س بود که به دستور مستقیم ابوبکر برای بیعت گرفتن از امیر المومنین ع و کسانی بود که در بیت ان حضرت پناه گرفته بودند .
اگر به ابعاد و زوایایی که در این ماجرا اتفاق افتاد به خوبی دقت کنیم و انها را در کنار احادیث نبوی که از قول رسول الله ص در شان اهل بیت ع و به خصوص امیر المومنین ع و دخترشان و نیز حسنین ع صادر شده قرار دهیم و سپس ایاتی از قران را نیز بدانها ضمیمه کنیم ، به راحتی نتیجه مورد نظر به دست خواهد امد .

لازم به ذکر است که اسناد و مدارک جریان حمله به بیت حضرت زهرا س توسط  عمر و  آتش زدن خانه ان حضرت و سیلی زدن به دختر رسول خدا ص و انواع و اقسام تهدیدها و نیز شکستن درب خانه و لگد زدن به شکم پاره تن رسول خدا ص و ترساندن ان حضرت که منجر به افتادن جنین ان حضرت شده و سرانجام منجر به شهادت میوه دل رسول الله حضرت زهرا س ان هم بدون هیچ گونه بیماری قبلی و در جوانی و پس از مدت زمان کمی بعد از رسول خدا ص شد ، همه اینها را با استناد به کتب معتبره اهل سنت و با نقل اقوال علمای بزرگ اهل سنت قبلا در همین وبلاگ و در موضوعات مختلفی نقل کرده ایم که شما را به مطالعه ان ها در قسمت آرشیو موضوعات وبلاگ دعوت می کنیم .

حال با استناد به فجایع و اتفاقاتی که توسط عمر در ان واقعه رخ داد و به خصوص شهادت حضرت محسن ع ، ادعای خود را مبنی بر مهدور الدم بودن عمر ثابت می کنیم
این ادعا به چند طریق قابل اثبات است .

1- ( اگر به موضوع : رد پای تحریف در شهادت حضرت محسن ع در همین وبلاگ رجوع کنید ، خواهید دید که جریان شهادت حضرت محسن امری مسلم بوده که در جریان لگد زدن عمر به شکم ان حضرت اتفاق افتاد . اگر چه برخی برای حفظ ابروی عمر این ماجرا را نقل نکرده و کتمان نموده اند و انها هم که نقل کرده اند تحریف نموده اند ولی به هر حال این واقعه با استفاده از روایات مسلم و قطعی بسیاری از شیعه و سنی ثابت شده است ) حال می گوییم : جنین فاطمه به چه جرمی و به کدامین گناه ساقط شد؟ اگر او گناهی نداشته که قطعا هم نداشته است ، چه کسی پاسخگوی دادخواهی و شکایت ان طفل در روز رستاخیز و در پیشگاه خداوند متعال خواهد بود ؟ ایا خداوند متعال نفرموده است  ( بای ذنب قتلت ) که امام صادق ع در مورد همین ایه می فرمایند : این ایه مختص حضرت محسن است .خوب وقتی ثابت شد که عمر قاتل حضرت محسن است و ان طفل هم بدون هیچ گناهی به شهادت رسیده ، باید دید حکم یک قاتل در اسلام چیست ؟ به قران رجوع می کنیم  که می فرماید  َ

مَن یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِیماً -النساء : 93
هر کس مومنی را از روی عمد به قتل برساند جزایش اتش جهنم است و جاودانه در ان می ماند و غضب و لعنت خدا بر او باد و عذاب دردناکی برایش مهیا شده است .


2-
ثابت شده که قضایایی که برای حضرت زهرا س در جریان حمله عمر به بیت ان حضرت رخ داد موجب شهادت زود هنگام ان حضرت شد ه است . اگر چنین مطلبی صحت داشته باشد که دارد . با استفاده از این سخن ابن ابی الحدید خودتان قضاوت کنید

وقتی به شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید مراجعه می کنیم ، می بینیم که او از شیخ و استاد خود نقل می کند که وقتی ماجرای هبّار بن الاسود - که زینب دختر رسول خدا ص را ترساند و او سقط جنین کرد و رسول خدا ص هبّار را مهدور الدم خواند -در نزد او نقل شد ، شیخ گفت : اگر هنگامی که این مردم به خانه فاطمه هجوم اوردند و او را ترساندند - تا انچه در شکم داشت سقط شد - رسول خدا ص زنده بود ، به یقین به مهدور الدم بودن کسی که فاطمه را ترسانده بود حکم می فرمود .

ابن ابى الحدید به او مى‏گوید: آیا آن‏چه را که برخى از محدّثان روایت کرده‏اند که: «فاطمه ترسید و محسن سقط شد» از قول شما روایت کنیم؟

شیخ به او گفت: از من، نه این روایت و نه بطلان آن را نقل نکنید!  آرى، آنان روایت نمى‏کنند و هر گاه که روایت کنند، تحریف مى‏نمایند و اگر کسى چنین روایاتى را ذکر کند، انواع تهمت‏ها را بر او مى‏بندند.( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 14/192

3- پیامبر اکرم ص ارزش و اهمیت و جایگاه والایی را برای دختر خویش قائل بودند به گونه ای که هیچ گاه بدون سلام کردن و اذن گرفتن وارد خانه او نمی شدند ، همواره دست دختر خود را می بوسیدند و او را ام ابیها ( مادر پدرش ) می خواندند . و در شان وی روایات بسیاری را فرموده اند که مشهورترین انها بین شیعه و سنی این است که : فاطمه پاره تن من است ، هر کس او را بیازارد مرا ازرده است و هر کس مرا بیازارد خدا را ازرده است ، همانا خدا از خشم و غضب فاطمه غضبناک و با خشنودیش خشنود می شود ، فاطمه سرور زنان هر دو جهان و سرور زنان بهشتی است ، من بوی بهشت را از او استشمام می کنم و ..... در عظمت و بزرگی او همین بس که یک سوره از قران کریم در شان او نازل شده ، همچنین ایه مبارکه تطهیر نیز نشان از عصمت وی دارد
حال می گوییم کسی که به این حد و درجه و مقام رسیده که این قدر مورد توجه و احترام رسول خداست و خشم و غضب و یا خشنودی او مساوی است با خشم و خشنودی خدا و .... روزی از روزها مورد تهاجم عده ای به ظاهر صحابه نما قرار گرفت به گونه ای که حرمتش را شکستند ، حقش را غصب کردند ، جنینش را کشتند ، خانه اش را سوزاندند ، پهلویش را شکستند ، صورتش را نیلی کردند ، همسرش را با پا و سر برهنه و با زور طناب از خانه بیرون بردند و .... و سرانجام در جوانی او را به شهادت رساندند . و مسبب اصلی همه این جریانات نیز کسی نبود جز ابوبکر و عمر

بعد از این همه وقایع ایا توقع دارید کسی که این گونه با فرزند رسول الله که ان قدر رسول خدا ص در موردش سفارش کرده بود ، برخورد می کند و موجب به شهادت رسیدن ان حضرت می شود ، مورد رحمت خدا و رسولش باشد ؟
مگر نه اینکه خداوند در ایه 93/نساء فرموده : کسی که مومنی را از روی عمد به قتل برساند جزایش جهنم است و جاودانه در ان می ماند و ....؟
اگر فاطمه در اثر ان فجایع به شهادت رسیده باشد که به فرمایش امام کاظم و امام صادق  ع چنین هم شده ( ان فاطمة صدیقة شهیدة ) ، ایا می توان کسی غیر از عمر و ابوبکر را مسبب قتل او دانست ؟
ایا ابوبکر قاتل غیر مباشر ( غیر مستقیم ) و عمر قاتل مستقیم و مباشر ان حضرت به حساب نمی آید ؟ و نه تنها قاتل ان حضرت بلکه قاتل نوه رسول الله ص ( محسن بن علی ) نیز هستند
پس توقع دارید که قاتلان فرزند رسول الله ص مهدور الدم نباشند ؟
اگر سرنوشت خلفای جور چنین است ، پس پیروان ایشان به کجا می روند ؟

یوم ندعوا کل اناس بامامهم - اسرا/71
به درستی که روز قیامت هر کسی با امام خویش ( حق یا باطل ) فرا خوانده می شود .

به همین دلیل است که رسول اکرم ص در روایتی فرموده اند : ملعون است ملعون ، هرکس فاطمه را بعد از من بیازارد ، حقش را غصب کند ، فرزندش را سقط کرده و او را به شهادت برساند .
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا ء

رد پای تحریف در ماجرای شهادت حضرت محسن



 
یکی از حقایق تلخ تاریخ در جریان حمله عمر به بیت حضرت زهرا س ، سقط جنین ان حضرت و شهادت حضرت محسن ع بود که بر اثر ضربه عمر به حضرت زهرا س رقم خورد .
و از انجا که این ماجرا لکه ننگی بر دامن خلفا محسوب می شد و تا ابد این پرسش را در اذهان زنده می کرد که ( بایّ ذنب قتلت ، به راستی به کدامین گناه کشته شد ؟ ) لذا ارادتمندان و نوکران حلقه به گوش خلفا سعی در پاک کردن این لکه از دامن انها نمودند و بهترین شیوه و روش ، حذف و یا تغییر و دستکاری در نقل اخبار تاریخی این ماجرا بود که در کتب موجود بود و ممکن بود به دست نسلهای اینده برسد. لکن از انجا که خداوند متعال اراده کرده تا نور خود را  روشن نگه دارد ، با تمام تحریفهای صورت گرفته در این جریان ، نتوانستند نور خدا را خاموش کرده و این لکه ننگ را پنهان کنند .چرا که خود خداوند متعال می فرماید : یرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ - الصف :8
حال برخی از نقلهای این ماجرا را در کتب اهل سنت مشاهده کنید تا ردپای تحریفات در این جریان روشن تر گردد .
از جمله کسانی که تصریح به وقوع چنین جنایتی نسبت به حضرت زهرا علیها السلام‏ ، نَظّام معتزلى (درگذشته سال 231) است. نَظّام یکى از بزرگان معتزله و از افراد بى‏باک و نترس بوده است. وى از بزرگانِ علما به شمار مى‏آید. او مى‏گوید:

«إنّ عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتّى‏ ألقت الجنین من بطنها، وکان یصیح عمر: أحرقوا دارها بمن فیها!! وما کان بالدار غیر علی وفاطمة والحسن والحسین»

«در روز بیعت، عمر به شکم فاطمه زد و در اثر این ضربه، جنین از شکم فاطمه افتاد و عمر فریاد مى‏زد: خانه را بر هر که در آن است، بسوزانید!! و در خانه، کسى جز على، فاطمه، حسن و حسین نبود».

این سخن نَظّام را شهرستانى در الملل والنحل‏ «1» و صَفَدى درالوافی بالوفیات  2 نقل کرده اند و در کتابهای دیگر نیز نقل دیده می شود .
ابن قُتَیْبَه نیز در کتاب‏ المعارف‏ این موضوع را آورده بود، امّا اکنون که به چاپ جدید و موجود از کتاب‏ المعارف مراجعه مى‏کنیم، عبارت مورد نظر را نمى‏یابیم؛ چرا که کتاب تحریف شده است!

ابن شهرآشوب (درگذشته سال 585) از کتاب‏ المعارف‏ این گونه نقل مى‏کند: «محسن با ضربه قنفذ عدوى سقط شد» 3

ولى در متنى که اخیراً چاپ و تحقیق شده (!!) این گونه آمده است:

«محسن بن على در دوران کودکى از دنیا رفت».

سبط بن جَوزى در تذکرة الخواص مى‏گوید: «او در دوران کودکى مُرد» «4».

از میان محدّثانِ متأخّر، حافظ، محمّد بن معتمدخان بَدَخْشانى در کتاب‏ نزل الأبرار فیما صحّ من مناقب أهل بیت الأطهار مى‏گوید: «او در کوچکى مُرد» «5».

وقتی به شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید مراجعه می کنیم ، می بینیم که او از شیخ و استاد خود نقل می کند که وقتی ماجرای هبّار بن الاسود - که زینب دختر رسول خدا ص را ترساند و او سقط جنین کرد و رسول خدا ص هبّار را مهدور الدم خواند -در نزد او نقل شد ، شیخ گفت : اگر هنگامی که این مردم به خانه فاطمه هجوم اوردند و او را ترساندند - تا انچه در شکم داشت سقط شد - رسول خدا ص زنده بود ، به یقین به مهدور الدم بودن کسی که فاطمه را ترسانده بود حکم می فرمود .

ابن ابى الحدید به او مى‏گوید: آیا آن‏چه را که برخى از محدّثان روایت کرده‏اند که: «فاطمه ترسید و محسن سقط شد» از قول شما روایت کنیم؟

شیخ به او گفت: از من، نه این روایت و نه بطلان آن را نقل نکنید! «6» آرى، آنان روایت نمى‏کنند و هر گاه که روایت کنند، تحریف مى‏نمایند و اگر کسى چنین روایاتى را ذکر کند، انواع تهمت‏ها را بر او مى‏بندند.

______________________________

(1) الملل والنحل: 1/ 59.
(2) الوافى بالوفیات: 6/ 17.
(3) مناقب آل أبى طالب: 3/ 358. (4) تذکرة الخواصّ: 54. (5) نزل الأبرار: 74.
(6) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: 14/ 192.

اعتراف ابوبکرحمله به خانه فاطمه زهرا(س)

ایکاش به خانه فاطمه حمله نمیکردم.

ایکاش در سقیفه بنی ساعده خلافت را نمی پذیرفتم وخلافت را به عهده

عمربن خطاب وابوعبیده جراح قرارمیدادم ومن وزیر میشدم و...       

(میزان الاعتدال ذهبی-ج3-ص-109

-لسان المیزان ابن حجر-ج4-ص889

-تاریخ طبری-ج3-430)

 

-هنگامیکه آیه 23سوره مبارکه شوری برپیغمبراکرم(ص)نازل شد(قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ

 أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى)

اصحاب ازپیغمبراسلام پرسیدندنزدیکان شما چه کسانی هستند که محبت به آنها

برماواجب شده است؟

پیامبراکرم فرمودند:"علی وفاطمه ودوفرزندش حسن وحسین (علیه السلام)

(تفسیرکبیرفخرراضی-ج7-ص405

-تفسیرکشاف-ج4-ص219و220)

-حاکم نیشابوری در المستدرک واحمدبن حنبل در مسند خود،بنقل از ابن عباس

آورده اند که حضرت محمد(ص)لباس خودرابرروی علی،فاطمه،حسن وحسین(ع)

کشیدندوفرمودند:"هماناخداوند اراده کرده شمااهل بیت را ازهر رجس وپلیدی

پاک وپاکیزه گرداند"

(مستدرک علی الصحیحین-ج3-ص123-مسنداحمدبن حنبل-ج1-ص330)

پیامبراکرم(ص)

»فاطمه سرورو بزرگ زنان بهشت است«                                   

 (صحیح بخاری-جزء5و6-باب61-حدیث278-چاپ دارالقلم بیروت)

 

-مسعودی در اثبات الوصیه خود در صفحه143 میگوید:

سروربانوان،حضرت زهرا(س)راچنان پشت در کوبیدندوفشردندکه محسن شش

 ماهه اش شهیدشد.

 

-بخاری در صحیح خود آورده:

 هنگامیکه حضرت زهرا(س)به شهادت رسیدحضرت علی(ع)شبانه وی را دفن کرد

 وابوبکر را خبرنکرد  براو نماز گذارد.                            

(صحیح بخاری کتاب المغازی باب155-ج-252-حدیث704)

 

-طبری در تاریخ خود در باره شهادت حضرت زهرا(س)مینویسد:

عمرچنان به پهلوی فاطمه زد که فاطمه فرزندی را که در شکم داشت سقط کرد

 وعمبن خطاب فریاد میکشید خانه فاطمه را به آتش بکشیدو...

(تاریخ طبری-ج2-ص233)

 

ترمذی در المناقب آورده: حضرت محمد(ص)دست حسن وحسین را گرفتند وفرمودند:

"هرکس ایندو حسن وحسین(ع)وپدرشان علی(ع)ومادرشان فاطمه(س)را دوست

بداردفردای قیامت با من در یک درجه خواهد بود"

(سنن ترمذی-ج5-باب21-ص599)

 

حاکم نیشابوری در کتاب معرفت الصحابه در(ص170)آورده:

پیامبراکرم(ص)به فاطمه(س)فرمودند:"آیاراضی نیستی که سرور زنان علم هستی":

 

باوجوداینهمه سفارش پیابر اکرم(ص)به مقام حضرت فاطمه (س)بازبسیاری

از صحابه بر در خانه حضرت هجوم آوردند ودر خانه ایشانرا به آتش کشیدند.

 

خداوند متعال میفرماید:

 

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ «13»ای کسانی که ایمان آوردید

برقومی که خداوند برآنها غضب کرده ازآنها ولی ویار نگیرید)

 

-چرا که پیامبر اکرم(ص)حضرت فاطمه(س)را معیار حق وباطل قرارداده اند

 وفرموده اند:"همانا خداوند بخشم فاطمه خشمگین و بخشنودی او خشنود میشود"

(مستدرک حاکم نیشابوری-ج3-ص158

-الاصابه-ج8-ص266)

 

-حدیث شریف::"فاطمه پاره تن من است هرکس اورا خشنودکند مراخشنود کرده

 وهرکس او را بیازارد مرا آزرده"

در منابع ذیل اهل سنت با الفاظ گوناگونی وارد شده-

-درصحیح بخاری-ج4-ص21-وج5-ص36

-صحیح مسلم-ج4-ص1904-

-سنن ترمذی-ج7-ص605-حدیث3867

 

باتوجه به اینکه حضرت زهرا(س)درکلام رسوخدا(ص)معیار حق و باطل

 قرار گرفته است میتوان گفت که امام زمان حضرت فاطمه(س)حضرت

علی(ع)بوده است.یقیناً حضرت زهرا (س)از کسانیکه خشمگین وناراضی

 بودندتبعیِِّت نمیکردند وآنانرا خلیفه وجانشین پیامبر نمیدانستند.

بطور یقین حضرت زهرا (س)ازآنهایی که بهنگام احتضار رسولخدا(ص)تهمت

هذیان گوئی به رسولخدا زدند وسفارش رسولخدا را مبنی بر جانشینی امیرالمومنین

علی(ع)برخلافت را عمل نکردند آنها را لایق خلافت نمیدانند.

اینک انسان باید بادیده انصاف قضاوت کند کسانیکه خانه حضرت زهرا هجوم آوردند

 شایستگی امام بر حضرت زهرا(س) ودیگر مسلمانان رادارند؟

اسناد ومداررک درموردهجوم به خانه حضرت زهرا(س)

-الامامه والسیاسه ابن قتیبه دینوری-ج1-ص14

-کنزالعمال متّقی هندی-ج3-ص149

-المصنف ابن شیبه-ج14-ص567

 

-سیوطی در تفسیر خود از ابی سعیدخدری نقل میکند:

هنگامیکه آیه 26سوره اسراء برپیامبراکرم(ص)نازل شد:(وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ

«26»حقوق خویشاوندان وارحام خود راادا کن )

ایشان حضرت زهرا (س)راخواند وفدک را به او بخشید.

(الدورالمنثورجلاالدین سیوطی-ج4-ص177)

شخصیت حضرت زهرا(س) در قرآن از منظر تفاسیر اهل سنت *

شخصیت حضرت زهرا(س) در قرآن از منظر تفاسیر اهل سنت *

از جمله مباحث مهم جهت روشن شدن حقائق مذهبی و تقریب مذاهب و نیز رفع بسیاری از توهمات ـ که چه بسا منشأ برخی از منازعات قومی در جهان اسلام است ـ بررسی جایگاه و فضائل اهلبیت(ع) است.این مقاله، شخصیت و فضایل حضرت زهرا J را بر اساس توجهی که برخی آیات و سور به آن دارند و در قالب روایات معتبر و متعددی که در مهم ترین منابع اهل سنت آمده است، مورد بررسی قرار می دهد. واژه های کلیدی: حضرت زهرا(س)، اهل سنت، آیات، روایات، نقد و بررسی. خلاصه ای از زندگانی حضرت فاطمه(س) حضرت فاطمه زهرا(س) در سال پنجم بعثت در شهر مکه به دنیا آمد. وجود نورانی او قبل از خلقت آسمانها و زمین از نور عظمت خداوند خلق شده بود و باعث قبولی توبه آدم و حوا گردید. پدرش حضرت محمد(ص) خاتم الانبیا و مادرش خدیجه کبریJ بود. همسرشان امام علی6 و فرزندانشان لؤلؤ و مرجان قرآن، ادامه دهنده نسل کوثر و سید جوانان اهل بهشت[1] و دخترانشان، مانند خود او، مدافع حریم امامت بودند. الف. جایگاه حضرت در روایات اهل سنت در منابع تفسیری، روایی، رجالی و تاریخی اهل سنت صدها روایت در شأن و منزلت حضرت فاطمه(س) دیده می شود. در اینجا به نمونه ای بسیار کوتاه از آنها اشاره می کنیم: 1. وجود حضرت فاطمه(س) قبل از تولد آدم و حوا دانشمندان اهل سنت، ابن حجر عسقلانی (م852 ق) از امام حسن عسکریائمه(ع) و او از پدران خودG و آنها از جابر بن عبدالله و او از پیامبر(ص) نقل می کند که آدم و حوا وقتی در بهشت بودند، نور وجود حضرت زهرا را دیدند و خداوند به آن دو فرمود: نور ایشان دو هزار سال قبل از خلقت شما آفریده شده بود.[2] 2. ازدواج حضرت فاطمه(س) به امر خداوند در منابع اهل سنت روایات زیادی، از بزرگانی همچون امام علی(ع)[3]، عبدالله بن مسعود،[4] عمر بن خطاب،[5] بلال بن حمامه،[6] سنان شفعله [7]و انس در این خصوص نقل شده است. 3. اولاد حضرت فاطمه(س) ذریه پیامبر او در عالم بشریت تنها کسی است که اولادش، ذریه پیامبر هستند. در روایت عاصم به بهدله آمده است: در مجلسی، حجاج ذریه بودن امام حسین(ع) را برای پیامبر انکارکرد. اما یحیی بن یعمر او را ذریه حضرت دانست و پس از تهدید حجاج، برای اثبات آن به آیات 84 و85 سوره انعام استشهاد کرد که خداوند حضرت عیسی را از ذریه آدم معرفی کرده، در حالی که حضرت عیسی پدر نداشت و از طرف مادر خود حضرت مریم به آدم می رسد.[8] 4. حضرت فاطمه(س) پاره تن پیامبر است.[9] 5. حضرت فاطمه(س) سرور زنان دو جهان (سیدة نساء العالمین)[10] 6. غضب فاطمه(س) غضب خدا و رضای او رضای خدا پیامبر خدا(ص) فرمود: یا فاطمه، ان الله یعضب لغضبک و یرضی لرضاک؛ [11] ای فاطمه، بی شک خداوند از غضب تو غضبناک و از رضای تو راضی می شود. 7. حضرت فاطمه(س) مدافع رسالت[12] در این زمینه روایات مختلفی به ویژه در دفاع از پیامبر(ص) در مقابل ابوجهل وجود دارد. 8. حضرت فاطمه(س) در محشر در منابع اهل سنت، روایات مختلفی از بزرگان، همچون امام علی(ع)، عایشه، ابوسعید، ابوهریره، ابوایوب، سوید بن عمیر، بریده، ابن عمر و دیگران نقل شده که پیامبر گرامی اسلام فرمود: «اهل محشر به دستور خداوند، چشمان خود را می بندند تا حضرت فاطمه(س) از صحرای محشر عبور کند.»[13] ب. جایگاه حضرت فاطمه(س) نزد عالمان اهل سنت در اینجا به ذکر چند مورد در این باره بسنده می کنیم: 1. سیوطی می گوید: «ما عقیده داریم برترین زنان عالم، مریم و فاطمه(س)اند.»[14] 2. آلوسی می گوید: در حدیث آمده است: «ان الفاطمة ابتول افضل نساء المتقدمات و المتاخرات.» با این حدیث، افضل بودن فاطمه(س) بر تمام زنان ثابت می شود. زیرا او روح و روان رسول خدا بود. از این رو بر عایشه نیز برتری داشت.[15] 3. سهیلی بعد از نقل حدیث معروف «فاطمه بضعة منی» می گوید: «من کسی را مساوی با بضعه رسول الله نمی دانم.»[16] 4. ابن الجکنی می گوید:«بنابر قول صحیح تر، فاطمه از همه زنان افضل است.»[17] ج. جایگاه حضرت فاطمه(س) در آیات بر اساس منابع تفسیری و حدیثی اهل سنت، تقریباً صد و سی و پنج آیه در چهل و نه سوره به نوعی درباره حضرت فاطمه(س) است. البته این تعداد غیر از آیاتی است که در منابع شیعه ذکر شده است. دو سوره، یعنی دهر و کوثر هم به طور کامل در شأن فاطمه(س) نازل شده است. همه آیات و سوره های نازل شده در این باره در چهار دسته جای می گیرد: 1. اسباب نزول: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آن بوده است. 2. شأن نزول: یعنی آیاتی که در شأن آن حضرت نازل شده است. 3. جری و تطبیق: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان مصداقی از آن اراده شده است. 4. بطن: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان باطن آن مورد نظر است. سوره ها و آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آنهاست از مجموع چهار آیه ای که در این باره در روایات اهل سنت آمده است، یعنی آیات تطهیر، اعطا، ایثار و تجاره، بحث را پیرامون سه آیه اول متمرکز می کنیم. البته باید یادآوری کنم که سوره دهر هم سبب نزولش فاطمه(س) است، چون این بحث قبلاً چاپ شده، لذا از نقل آن خودداری می کنم. 1. آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً؛[18] جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهلبیت(ع) دور کند و شما را به راستی پاک سازد. بر اساس روایات بسیار از فریقین، که از صحابه و تابعین به حد تواتر رسیده است، آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء نازل شده است. بررسی روایات فریقین نشان می دهد که فاطمه(س) سبب نزول این آیه است. این آیه بر طهارت و عصمت اصحاب کساء دلالت تام دارد. ابوسعید خدری از ام سلمه چنین روایت کرده است: آیه تطهیر در خانه من نازل شد. من بر در خانه نشسته بودم. گفتم: ای رسول خدا، من از اهلبیت(ع) نیستم؟ فرمود: تو بر خیر و نیکی هستی ، تو از همسران پیامبر هستی. گفت: و در منزل، رسول خدا، علی، فاطمه، حسن و حسین بودند. [19] سبب نزول عبدالله بن جعفر می گوید: رسول خدا به رحمت الهی که از آسمان می آمد نظر کرد و سپس دستور داد اهلبیت(ع)، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین را جمع کردند. سپس کسای خویش را بر آنان افکند و دعا کرد و سپس آیه تطهیر نازل شد. حاکم نیشابوری سپس می گوید: «هذا حدیث صحیح الاسناد؛[20] این حدیث صحیح السند است.» روایات دیگری نیز از صحابه، همچون عمر بن ابی سلمه[21]، ابو سعید خدری،[22] و دیگران نقل شده که آیه تطهیر در خانه ام سلمه در شأن پنج تن آل عباG نازل شده است. رفتار پیامبر پس از نزول آیه ابن عباس نقل می کند: شهدنا رسول الله تسعه اشهر یاتی کل یوم باب علی بن ابی طالب عند وقت کل صلاة فیقول: السلام علیکم و رحمة الله». انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» الصلاة یرحمکم الله. کل یوم خمس مرات؛[23] ما دیدیم که رسول خدا نه ماه تمام، هر روز وقت هر نمازی در خانه علی بن ابی طالب می آمد و می فرمود: درود و رحمت و برکات خدا بر شما اهلبیت(ع) باد. نماز! خداوند شما را مشمول رحمت خویش قرار دهد . این عمل را پیامبر هر روز پنج بار تکرار می کرد. همین مضمون با اندکی تفاوت توسط انس بن مالک،[24] ابی برزه،[25] ابی الحمراء[26] و ابوسعید خدری نقل شده است. [27] برخی از بزرگان که این حدیث را نقل کرده اند، عبارت اند از: ابن عباس[28]، انس بن مالک،[29] ابوسعید خدری،[30] ابودرداء،[31] ابوهریره،[32] ابی الحمراء،[33] ابی برزه،[34] ابی لیلی،[35] براء بن عازب،[36] ثوبان (غلام پیامبر)، [37] جابر بن عبدالله انصاری،[38] زیدبن ارقم،[39] سعد بن ابی وقاص،[40] سلمان فارسی،[41] صبیح (غلام ام سلمه)، [42] صفیه بنت شیبه،[43] عبدالله بن جعفر طیار،[44] عمربن ابی سلمه،[45] عطیه،[46] معقل بن سیار،[47] واثله بن اسقع،[48] ام المؤمنین ام سلمه،[49] ام المؤمنین ام سلیم،[50] ام المؤمنین زینب،[51] ام المؤمنین عائشه،[52] و ام المؤمنین صفیه. [53] احتجاج کنندگان به آیه تطهیر در حق اصحاب کساء 1. امام علی(ع) در شورا برای خود به آیه تطهیر احتجاج کرد.[54] 2. امام حسنائمه(ع) دو مرتبه به آیه تطهیر احتجاج نمود.[55] روز ضربت خوردن خودش بالای منبر رفت و به این آیه احتجاج نمود. بعد از شهادت امام علی(ع) نیز بالای منبر رفت و به آیه احتجاج نمود.[56] 3. امام حسین(ع). [57] 4. امام زین العابدین(ع) با مرد شامی.[58] 5. امام رضا(ع).[59] 6. ابن عباس برابر گروهی به این آیه احتجاج نمود.[60] 7. سعد بن ابی وقاص بر معاویه احتجاج نمود. [61] 8. واثلة بن اسقع در برابر گروهی که امام علی(ع) را دشنام می دادند، به این آیه احتجاج کرد.[62] 9. ام سلمه در حق اصحاب کساء به آیه تطهیر احتجاج نمود. [63]. دیدگاه برخی از دانشمندان اهل سنت این افراد، فقط اهلبیت(ع) را اصحاب کساء می دانند: جمهور اهل سنت،[64] امام شافعی،[65] احمدبن حنبل،[66] محمدبن سوره،[67] امام طحاوی،[68] شوکانی،[69] شبلنجی،[70] حاکم نیشابوری،[71] سخاوی،[72] محب الدین طبری،[73] حافظ گنجی،[74] قسطلانی،[75] حاکم حسکانی،[76] توفیق ابوعلم،[77] امام ثعلبی،[78] احمدبن محمد الشامی،[79] ابن صباغ،[80] ابومنصور ابن عساکر شافعی،[81] حمزاوی،[82] سمهودی،[83] ملاعلی قاری،[84] امام مجدالدین فیروزآبادی،[85] ابن حجر هیثمی،[86] ابوبکر الحضرمی،[87] محمد جسوس،[88] ابوبکر النقاش،[89] ابن مردویه،[90] ابن بلبلان،[91] حکمت یاسین،[92] دکتر بیومی مهران،[93] شیخ سندی [94]و رفاعی. [95] همچنین بسیاری از مفسران، محدثان، رجالیان و بزرگان اهل سنت به صحت حدیث کساء اعتراف نموده اند. ابن جریر طبری شانزده روایت، طحاوی شانزده روایت، احمد طبری شانزده روایت، سیوطی پانزده روایت، ابن مردویه نوزده روایت و ابی حاتم هشت روایت آورده اند که همه دلالت بر شأن نزول آیه تطهیر درباره اهل کساء دارند. حدیث کساء از بیش از چهل نفر از اهلبیت(ع) و صحابه کرام با مضامین مختلفی نقل شده است. حاکم حسکانی در شواهد التنزیل تقریباً 138 حدیث به طرق مختلف از چهارده نفر از صحابه، نقل کرده و تنها از ام سلمه همسر پیامبر، به 69 طریق مختلف این حدیث نقل نموده است. همین طور ابن مردویه می گوید: در بیش از صد طریق آمده است که آیه تطهیر درباره علی ، فاطمه(س)، حسنائمه(ع) و حسین نازل شده است. [96] امام فخر رازی (م604 ق)[97] و نیشابوری (م728 ق)[98] و ابوبکر حضرمی[99] ادعای اجماع اهل تفسیر و حدیث بر صحت حدیث کساء نموده اند . دیدگاههای دیگری نیز از بزرگان اهل سنت در این باره وجود دارد که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می کنیم. البته عمل کساء و پوشاندن اهلبیت(ع) با کساء و تلاوت آیه تطهیر و منحصر نمودن اهلبیت(ع) به این افراد چند بار تکرار شده است: در خانه ام سلمه،[100] فاطمه،[101] عائشه،[102] ام سلیم،[103] زینب،[104] صفیه [105]و در وقت مباهله. [106] مراد از اهلبیت(ع)، اصحاب کساء و ازواج در مقابل دیدگاه مشهور که گذشت، دیدگاه دیگری وجود دارد که مصداق اهلبیت(ع) در آیه را اصحاب کساء و همسران پیامبر، هر دو، می داند. این عده اصحاب کساء را به خاطر روایات معتبر بسیار و همسران پیامبر را نیز به خاطر سیاق آیات و دو روایت از ام سلمه و واثله، از اهلبیت(ع) می دانند. این گروه معتقدند چون آیات قبل و بعد از آیه تطهیر در مورد زنان پیامبر است، از این سیاق بدست می آید که آیه تطهیر، زنان پیامبر را نیز در بر می گیرد. [107] 1. سیاق آیات، در مورد همسران پیامبر با عتاب و تهدید همراه است؛ همچون«ان کنتم تردن الحیاه الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن»،«یا نساء النبی من یات منکن بفاحشه مبینه یضاعف لها العذاب ضعفین»، همچنین «و قرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی.» اما سیاق آیه تطهیر همراه با تمجید و مدح است. با این سیاقهای متفاوت نمی توان هر دو را از یک ردیف دانست. 2. ضمائر به کار رفته در آیات مربوط به همسران پیامبر، همه مؤنت هستند، همچون «کنتن، تردن، فتعالین، امتعکن، اسرحکن، کنتن، تردن، منکن، لها، یقنت، لستن، اتقیتن، تخضعن، قلن، بیوتکن، تبرجن، اقمن، اتین، اطعن، اذکرن، بیوتکن». اما ضمائر به کار رفته در آیه تطهیر، همه مذکر هستند، همچون «عنکم، یطهرکم.» 3. آیات مربوط به همسران، شأن نزول مستقلی دارد و آیه تطهیر هم شأن نزول مستقل خود را دارد. لذا به خاطر شأن نزول و روایات فراوانی که اهلبیت(ع) را از همسران جدا می کند. رفتار پیامبر با همسران، مجالی برای دلالت سیاق نمی گذارد. جمهور اهل سنت نیز به ضمائر «عنکم» و «یطهرکم»استدلال کرده و گفته اند اگر آیه شریفه درباره همسران پیامبر بود، تعبیر «عنکن» و «یطهرکن» می آمد. [108] 4. از گفته های برخی از همسران، پس از نزول آیه تطهیر که از پیامبر پرسیدند آیا ما هم از اهلبیت(ع) هستیم و جواب منفی پیامبر که شما از همسران پیامبرید، نه از اهلبیت(ع) و شما بر نیکی هستید، به دست می آید که همسران مشمول این آیه شریفه نیستند. این سؤال و برخورد با ام سلمه، عایشه، ام سلیم و زینب صورت گرفته و پیامبر آنان را از اهلبیت(ع) خود بیرون و خارج دانسته است.[109] 2. آیه اعطا خداوند در قرآن مجید می فرماید «ولسوف یعطیک ربک فترضی[110]؛ و پروردگارت به زودی عطایی می کند که راضی شوی.» در روایات زیادی آمده است که خداوند به فاطمه(س) این اختیار را داد که در فردای قیامت از گنهکاران امت پدرش شفاعت کند و این روایات از طریق فریقین نقل شده است. مفسران اهل سنت در ذیل این آیه روایاتی آورده اند. از جمله این که جابر بن عبدالله روایت کرده است که رسول خدا روزی فاطمه(س) را در منزل مشغول آرد کردن گندم دید که حله شتر بر خود افکنده بود. فرمود: یا فاطمه! بشتاب و تلخی دنیا را به خاطر نعمتهای بهشتی بچش. به دنبال این جریان بود که آیه «و لسوف یعطیک ربک فترضی» نازل شد[111]. 3. آیه ایثار «و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه؛[112] دیگران را بر خود مقدم می دارند، هر چند خود سخت به آن نیازمندند.» حسکانی ذیل آیه شریفه از ابو هریره روایت آورده که گفت: مردی خدمت پیامبر آمد و از گرسنگی خود شکایت کرد. وقتی پیامبر دید چیزی برای او در خانه همسرانش نیست، فرمود: کیست امشب او را میهمان کند؟ علی گفت: من ای رسول خدا! سپس به سوی فاطمه(س) رفت و جریان را با او در میان گذاشت و فاطمه(س) فرمود: چیزی جز خوراک بچه ها نزد ما نیست، ولی ما میهمان را بر خود مقدم می داریم. پس علی گفت: بچه ها را بخوابان و من چراغ را برای میهمان روشن می نمایم. پس چنین کرد و میهمان خوراک خورد . پس از آنکه از میهمان پذیرایی فرمودند، در بامداد، خداوند این آیه را درباره آنان نازل فرمود:«و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة»[113] وی روایت دیگری را از ابن عباس نقل می کند که می گفت:«این آیه درباره علیA ، فاطمه(س)، حسنائمه(ع) و حسین(ع) نازل شده است.» [114]

مروری بر وقایع تلخ و مصایب پس از شهادت رسول الله (ص)

مروری بر وقایع تلخ و مصایب پس از شهادت رسول الله (ص)



۱) تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) :

عده‌ای از بیعت سرپیچی کرده بودند و در نزد علی در خانه فاطمه‌ جمع شده بودند. پس ابوبکر عمر را به دنبال آنها فرستاد. و این هنگامی بود که حضرت علی و زبیر برای مشورت در امر خلافت نزد حضرت زهرا رفت و آمد می کردند عمربن خطاب با خبر شد و گفت:(( ای دختر رسول خدا! به خدا در نزد ما کسی محبوبتر از پدرت نیست و پس از او محبوبترین تویی! و به خدا قسم این امر مرا مانع نمی شود که اگر علی و زبیر نزد تو جمع شوند دستور دهم که خانه را با آنها به آتش بکشند. ))اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه بیرون رفت حضرت علی و زبیر به خانه برگشتند. پس فاطمه فرمود: (( می دانید که عمر نزد من آمد و به خدا قسم یاد کرده اگر شما ( بدون اینکه با ابوبکر بیعت کنید ) به خانه برگردید خانه را با شما آتش می زند؟؟ و به خدا سوگند که او به سوگندش عمل خواهد کرد.(۱)

۲) آمدن عمر با آتش به سوی خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) :

ابوبکر به علی پیام فرستاد تا با وی بیعت کند اما علی نپذیرفت. پس عمر با مشعلی آمد. فاطمه ناگاه عمر را با مشعلی در خانه اش یافت. پس فرمود:(( یابن خطاب اتراک محرقا علی بابی؟! قال نعم. ))ترجمه: (( یابن خطاب! آیا من نظاره گر باشم و حال آنکه تو در خانه ام را بر من به آتش می کشی؟ عمر گفت: بلی . . . ))(۲)

۳) هجوم عمر و عده ای به در خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) :

اسامی تعدادی از افراد که به خانه فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) هجوم آوردند.(( عمربن خطاب، خالدبن ولید، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عمیس شماس، زیدن بن لبید، سلمة بن سالمة بن وقش، زیدبن ثابت، اسیربن حضیر))علمای اهل سنت نوشته اند:(( همه افراد داخل خانه بیرون آمدند مگر علی که گفت : من قسم خورده‌ام که در خانه بمانم تا قرآن را جمع‌آوری کنم. عمر قبول نکرد ولی اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبکر را تحریک کرد تا پیگیر مسئله باشد و او قنفذ غلام خود را چندین بار دنبال علی فرستاد ولی جواب منفی شنید. بالاخره عمر با جمعی از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صدای آنها را شنید، ناله کرد. ای پدر، یا رسول الله، بعد از تو عمربن خطاب و ابوبکر بن ابی قحافه چگونه با ما رفتار می‌کنند. ))(۳)

۴) تذکر به عمر! و بی اعتنایی او در آتش زدن خانه:

عمر به خانه علی و فاطمه رسید و آنها را صدا زد اما آنها اعتنایی نکردند و از خانه خارج نشدند. عمر هیزم خواست و گفت : سوگند به خدایی که جان عمر در دست اوست یا بیرون می‌آیید و یا خانه را با اهلش به آتش می‌کشم.به عمر گفتند: یا اباحفص! فاطمه در این خانه است، حتی اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. (( اگر چه فاطمه باشد ))و نیزمقاتل ابن عطیه می‌نویسد : (( هنگامی که ابوبکر از مردم با تهدید و شمشیر وزیر بیعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتی را به سوی خانه علی و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هیزم جمع کرد و در خانه را آتش زد. ))(۴)

۵) گریه فاطمه و به زور بیرون کشیدن حضرت علی از خانه و تهدید او به قتل:

در روایات اهل سنت آمده است که:(( . . . تا آنکه ( عمر و اصحابش ) پشت درب خانه فاطمه جمع شدند و دق الباب کردند. پس چون مردم صدای فریاد و گریه فاطمه را شنیدند در حالی که گریه می کردند متفرق شدند لکن عمر و اصحابش همانجا ماندند پس علی را با زور از خانه خارج کرده و او را به طرف ابوبکر کشاندند پس به او گفتند بیعت کن! علی گفت: اگر بیعت نکنم چه می کنید؟ گفتند: اگر بیعت نکنی به خدایی که جز او خدایی نیست گردنت را خواهیم زد؟! ))(۵)

۶)لگد عمر بر حضرت زهرا (سلام الله علیها):

ابن ابی دارم که ذهبی وی را (( الامام الحافظ الفاضل . . کان موصوفا بالحفظ و المعرفه )) خوانده، نقل کرده است:(( ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن ))ترجمه: (( عمر لگدی بر حضرت زهرا زد تا محسن سقط گردید. ))و او این حدیث را مورد تقریر و تایید خود قرار داده است.(۶)



۷) شهادت حضرت محسن (علیه السلام):

عبارات و احادیث مختلفی از علمای اهل سنت در این قسمت نقل شده که دو نمونه از آن ها را عینا نقل می کنیم و برای بقیه آدرس کتاب موردنظر را می نویسیم. قابل ذکر است که برخی از جاها (( علت شهادت حضرت محسن ضربه قتفذ و برخی از جاها ضربه عمر)) ذکر شده است:ابن شهرآشوب سروی نقل می کند:(( فرزندان فاطمه عبارتند از حسن و حسین و زینب و ام کلثوم و همانا محسن که از ضربه قنفذ عدوی کشته شد. ))مسعودی در اثبات الوصیه می نویسد:(( . . آنان در هجوم به خانه فاطمه سیده زنان را در پشت درب چنان فشار دادند که محسن را سقط کرد. ))و نظام معتزلی معتقد است که بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت.(۷)

8) غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر ابوبکر:

علمای اهل سنت نقل کرده اند که حضرت زهرا فرمودند:(( آنان ( ابوبکر و عمر ) جرمی مرتکب شدند که خدا خود بازخواستشان می کند و آنان را به حساب می کشد. ))(۸)و از دیگر مطالبی که گواه خشم و غضب حضرت فاطمه بر ابوبکر و عمر و . . . می باشد خطبه ایشان در مسجد است که فرمودند:(( . . . ای پسر ابوقحافه ( ابوبکر ) آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم! عجب افترای بزرگی و چه بدعتی است که در دین می گذارید؟ . . . به زودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی و هر مظلومی را پناهی خواهد بود. ))(۹)

و نیز در کتب مختلف اهل سنت نقل شده است که:(( . . . فوجدت فاطمه علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت . . . ))ترجمه: (( فاطمه بر ابوبکر غضب نمود. پس با وی قهر کرد و با او سخنی نگفت تا وفات کرد. ))(۱۰)

۹)نفرین ابوبکر توسط حضرت زهر (سلام الله علیها):

ابن قتیبه در کتاب الامامه و السیاسه ص ۱۴ می نویسد حضرت زهرا خطاب به ابوبکر فرمودند:(( و الله لأدعون علیک فی کل صلاه أصلیها ))ترجمه: (( به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم. ))و نیز علمای اهل سنت در کتب خودشان نقل کرده اند که حضرت زهرا خطاب به آن دو نفر فرمودند:(( إنی أشهد الله و ملائکته أنکما أسخطتمانی و ما أرضیتمانی لئن لقیت النبی لأشکونکما ))ترجمه: (( خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر ( ابوبکر و عمر ) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم نکردید. اگر پیامبر را ملاقات کنم از شما شکایت خواهم کرد. ))(۱۱)

۱۰) غضب حضرت زهرا بر ابوبکر و عمر و اجازه ندادن به آن ها برای شرکت در تشییع جنازه و دفن شبانه او:

و باز علمای اهل سنت نقل کرده اند که:(( فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها ))ترجمه: (( هنگامی که فاطمه وفات کرد همسرش او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبردار نکرد و به او اجازه خواندن نماز بر او را نداد. ))و در کتابهای دیگر که آدرس داده می شود باز یا مشابه و یا عین همین مطلب نقل شده است.(۱۲)

۱۱) اعتراف ابوبکر به این جنایت عظیم:

در این قسمت به گفته های خود ابوبکر که به انجام این جنایت اعتراف کرده می پردازیم:متقی هندی می گوید ابوبکر گفت:(( ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا می گذاشتم اگر چه علیه من پیمان جنگ می بستند. ))و در آدرس هایی که در پایین می آوریم مشابه همین عبارات و یا عین عبارات ایوبکر ذکر شده است.(۱۳)

پی نوشت:

(۱)کتاب المصنف ابن ابی شیبه ج ۷ ص ۴۳۲ حدیث ۳۷۰۴۵٫/سیوطی مسند فاطمه ص ۳۶٫/ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب ج۳ ص ۹۷۵/تاریخ طبری ج ۱ ص ۱۱۱۸٫/الامامه و السیامه، ابن قتیبه، ج ۱ ص ۲۰-۱۹/ازالة الخلفا، دهلوی هندی، ج ۳۶۲/۲/عقدالفرید، ابن عبدربة المالک، ج ۲ فصل سقیفه/تاریخ ابن اثیر، ج ۲ ص ۳۳۵٫/شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۵۶ چاپ بیروت از قول جوهری عالم قرن ۴ و صاحب کتاب (( السقیفه و فدک ))

(۲)تاریخ ابی الفداء ج ۱ ص ۱۵۶٫/عقدالفرید، ابن عبدربه ج ۳ ص ۶۴ چاپ مصر./کنز العمال ج ۱۳ ص ۱۴۰ که همین موضوع را تایید می کند./انساب الاشراف ج ۱ ص ۵۸۶حدیث ۱۱۸۴٫/اسماعیل عماد الدین در کتاب (( المختصر فی اخبار البشر )) ج ۱ ص ۱۵۶ چاپ مصر.

(۳)عقدالفرید، ج ۲۸ ص ۳۲۲ و ج ۳ ص ۱۶۳/تاریخ ابن شحنه، ج۷ ص ۱۶۴٫/الامامه و السیاسة، ج ۱ ص ۱۳٫/اعلام النساء، ج ۳ ص ۱۲۰۷٫/شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱ ص ۱۳۴ و ج ۲ ص ۱۹٫/اثبات الوصیه مسعودی ص ۱۲۳/الملل و النحل ج ۱ ص ۵۷ چاپ بیروت که عقیده نظام را در این رابطه بیان کرده است.

(۴)اعلام النساء عمر رضا کحاله چاپ بیروت در قسمت حرف فاء ذیل نام فاطمه/الریاض النضره محب طبری ج ۱ ص ۱۶۷ و ۳۴۱٫/ تاریخ الخمیس دیار بکری ج ۱ ص ۱۷۸٫/الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج ۱ ص ۱۲٫/ الامه و الخلافه مقاتل ابن عطیه ص ۱۶۰

(۵)الامامه و السیاسه، ابن قتیبه ج۱ ص ۱۳٫/اعلام النساء، عمررضا کحاله ج ۴ ص ۱۱۵٫/انساب الاشراف بلاذری ج ۱ ص ۵۸۷٫/اثبات الوصیه مسعودی ص ۱۴۲٫/شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج ۶ ص ۴۸٫/السیره النبویه ابن کثیر ج ۴ ص ۴۹۵٫/السقیفه و الخلافه عبدالفتاح عبدالمقصود ص ۱۵٫

(۶)سیر اعلام النبلاء ج ۱۵ ص ۵۷۸/اثبات الوصیه مسعودی ص ۱۴۲ تحت عنوان حکایه السقیفه.

(۷) کتاب المناقب ج ۳ ص ۱۳۲ به نقل از کتاب (( المعارف )) ابن قتیبه دینوری/اثبات الوصیه مسعودی ص ۱۴۲٫/(( الملل و النحل )) شهرستانی ج ۱ ص ۵۷ چاپ بیروت./ذهبی در کتاب المیزان الاعتدال ج ۱ ص ۱۳۹ رقم ۵۵۲٫/صفدی در الوافی بالوفیات ج ۶ ص ۱۷٫/الاسفرائینی التمیمی در الفرق بین الفرق ص ۱۰۷٫/الحمویی الجوینی الشافعی در فرائد السمطین ج ۲ ص ۳۵٫/ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج ۱۴ ص ۱۹۲ چاپ بیروت.

(۸)تاریخ خلفا ابن قطیبه ج ۱ ص ۱۹٫

(۹)بلاغات النساء ابوالفضل احمد ابن ابی طاهر متولد ۲۰۴ ص ۲۳ و ۲۴ چاپ بیروت./ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۴ ص ۷۸٫/المناقب احمد ابن موسی که سند آن منتهی به عایشه است./السقیفه ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری که به سندهای مختلف این خطبه را نقل کرده است.

(۱۰)بخاری ج ۵ ص ۱۷۷ چاپ احیاء التراث وج ۳ ص ۳۸ کتاب المغازی و نیز در ج ۲ ص ۵۰۴ کتاب الخمس مشابه همین عبارت آمده است./سنن الکبری بیهقی ج ۶ ص ۳۰۰ چاپ بیروت./و نیز در کتاب مسلم ج ۴ ص ۳۰ کتاب الجهاد و السیر مشابه همین آمده است. و ج ۱ ص ۷۲ و ج ۵ ص ۱۵۳/کفایه الطالب گنجی شافعی ص ۲۲۵٫/تیسیر الوصول الی جامع الاصول شیبانی ج ۱ ص ۲۰۹٫/الکامل فی التاریخ ابن اثیر ج ۲ ص ۱۲۶٫/تاریخ الرسل و الملوک ج ۲ ص ۴۴۸٫/شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱ ص ۱۲۲٫/مروج الذهب مسعودی ج ۲ ص ۱۴۴٫/تنبیه و الاشراف ص ۲۵۰٫/الصواعق المحرقه ابن حجر الهیثمی ج ۱ ص ۱۲٫/ الاستیعاب ابن عبد البر ج ۲ ص ۱۴۴٫/تاریخ الخمیس الدیار البکری ج ۱ ص ۱۹۳٫/الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج ۱ ص ۱۴٫/البداء و التاریخ المقدسی ج ۵ ص ۶۶

(۱۱)الامامه و السیاسه ابن قتیبه ص ۱۴٫/کفایه الطالب گنجی شافعی باب ۹۹٫

(۱۲)کتاب بخاری ج ۳ ص ۳۶ و ج ۵ ص ۹ و ج ۷ ص ۸۷٫٫/کتاب مسلم ج ۳ ص ۱۳۸۰ چاپ مصر./المصنف حافظ عبدالدین محمد بن ابی شیبه ج ۴ ص ۱۴۱٫/شذرات الذهب ابی فلاح الحنبلی ج ۱ ص ۱۵ چاپ قاهره./الثغور الباسمه سیوطی ص ۱۵ چاپ بمبئی./تاریخ ابی ذرعه عبدالرحمان بن عمرو الدمشقی ج ۱ ص ۲۹۰ چاپ دمشق./شرح نهج البلاغه این ابی الحدید ج ۶ ص ۵۰٫/تاریخ یعقوبی ج ۲ ص ۱۱۵٫/اکمال الرجال خطیب تبریزی ص ۷۳۵ چاپ دمشق./انسان العیون الشهیره بالسیره الجلیه شیخ علی ابن برهان الدین شافعی ج ۳ ص ۳۶۱ چاپ قاهره./سنن الکبری بیهقی ج ۴ ص ۲۹ چاپ حیدر آباد./مقتل الحسین ابوالموید موفق ابن احمد ص ۸۳٫/مجمع الزوائد الهیثمی ص ۲۱۱٫/طبقات الکبری ابن سعد ذهبی ج ۲ ص ۱۲۸ چاپ بیروت./تهذیب الاسماء حافظ النوری ج ۲ ص ۳۵۳٫/حلیه الاولیاء ابی نعیم اصفهانی ج ۲ ص ۴۲ چاپ مصر.

(۱۳)کنز العمال ج ۵ ص ۶۳۱٫/تاریخ الامم و الملوک ابن جریر طبری ج ۲ ص ۶۱۹٫/ مروج الذهب مسعودی ج ۲ ص ۱۹۴٫/المعجم الکبیر طبرانی ج ۱ ص ۶۲٫/شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۴۷٫/ازاله الخلفاء دهلوی هندی ج ۲ ص ۲۹٫/میزان الاعتدال ذهبی ج ۲ ص ۲۱۵٫/لسان المیزان ابن حجر عسقلانی ج ۴ ص ۲۱۹٫/الامامه و السیاسه ابن قتیبه دینوری ج ۱ ص ۱۸٫/۱۰-الاموال حافظ ابوعبید ص ۱۹۴٫ منبع :سایت سنت

ایام الله فاطمیه تسلیت باد

سلام بر بانویی که زمین و زمان در اختیار اوست

سلام بر بانویی که خداو ند از او خشنود است

سلام بر بانویی که تا او خوشحال است خداوند نیز خوشحال است

سلام بر بانویی که تا غضب کند خداوند نیز غضبناک می شود 

سلام بر بانویی که غریبانه به شهادت رسید 

و سلام و سلام و سلامها بر آن سلاله پاک نبی که از ظلم و جور زمانه خویش هنوز در غربت و تنهای خود ماند اما در دل هر عاشق یک حرم فاطمه است

و سلام بر فاطمیه ...

از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **گــوئی شــده قـ

از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **

 گــوئی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه **

 برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر(ص) **

 خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه **

 اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی(ص) را **

 در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه **

در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا **

دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه **

زیـنـب(س) بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را **

ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه **

 در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نیم بسمل *

 مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه **

 در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر(ع) **

 مانده حـسـیـن مظـلوم(ع) حیران در آن میانه **

از نقش خون و دیوار پرسد ز حال زهرا(س) **

 وز زخــم سـیـنـه گـیـرد از مــیــخ در نشـانه **

 دارد حــســن(ع) شـکـایـت از کـیـنـه مغیره(ل) **

 ریـــزد ز دیـــدگـــانـــش یــاقـــوت دانـه دانـه **

بـا پـهـلـوی شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته **

 زهـرا(س) بـه خـون نـشسـته در کـنج آشیانه **

از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **گــوئی شــده قـ

از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **

 گــوئی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه **

 برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر(ص) **

 خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه **

 اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی(ص) را **

 در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه **

در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا **

دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه **

زیـنـب(س) بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را **

ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه **

 در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نیم بسمل *

 مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه **

 در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر(ع) **

 مانده حـسـیـن مظـلوم(ع) حیران در آن میانه **

از نقش خون و دیوار پرسد ز حال زهرا(س) **

 وز زخــم سـیـنـه گـیـرد از مــیــخ در نشـانه **

 دارد حــســن(ع) شـکـایـت از کـیـنـه مغیره(ل) **

 ریـــزد ز دیـــدگـــانـــش یــاقـــوت دانـه دانـه **

بـا پـهـلـوی شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته **

 زهـرا(س) بـه خـون نـشسـته در کـنج آشیانه **

ز آن روزی که سیلی خورد زهرا

ز آن روزی که سیلی خورد زهرا

سیه شد روزگار اهل معنا

شنیدم ز عارفی که می فرمود

حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا

دیدم که ازپس در ، پهلوی من شکسته است

فریاد من در آنجا ، علی علی علی بود

بر روی سینه ی من ، با میخ در نوشتند

این جرم گفتن علی علی علی بود

من هم زخون سینه ، بر روی در نوشتم

تنها گناه زهرا ، علی علی علی بود